تبليغاتX

بسم الله الرحمن الرحيم اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن صلواتك عليه و علي آبائه في هذه السّاعة و في كلّ ساعة ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً حتي تسكنه ارضك طوعاً و تمتعه فيها طويلاً برحمتك يا ارحم الراحمين

منتظران و عاشقان مهدی
خانه دل عاشقان | آرشیو | تماس با منتظران عاشق
مدعيان مهدويت و بابيّت

((مهدويت ))به معناى مهدى موعود و امام منتظر بودن . و ((بابيت )) در لغت به معناى دربان بودن و به اصطلاح به معناى سفير، وكيل و يا نائب خاص امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) بودن است .
طبق معتقدات مذهب شيعه ، و روايات بسيارى كه از كاب هاى اهل سنت و جماعت وارد شده است ، در آخر الزمان ((مهدى ))از آل محمد صلى الله عليه و آله ظهور خواهد كرد.
در اينجا به دو نمونه از اين روايات بسنده مى كنيم .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
لو لم يبق من الدهر الا يوم لبعث الله رجلا من اهل بيتى يملؤ ها عدلا كما ملئت جورا
((اگر تنها يك روز از عمر دنيا باقى بماند، خداوند متعال در آن روز از خاندان من مردى را برانگيزاند و جهان را پر از عدل و داد كند، چنان كه پر از ظلم و ستم شده بود.))
و نيز فرمود:
لو لم يبق من الدنيا الا يوم لطوّل الله ذلك اليوم حتى يبعث الله فيه رجلا منى اءو من اءهل بيتى يواطى اسمه اسمى .
((اگر تنها از عمر دنيا يك روز باقى بماند، خداوند آن روز را به درازا خواهد كشاند تا اين كه از خاندان من مردى به پا خيزد اسم او اسم من است و....)) 

روايات مربوط به ((مهدى موعود))كه از پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت آن حضرت صادر شده و در كتاب هاى شيعه و سنى مدرن است ، به قدرى زياد و گسترده است كه نمى توان آن را انكار و يا در وجود آن شك و ترديد نمود.
كثرت و فراوانى روايات ((مهدويت ))كه از پيامبر و عترت به ما رسيده است ، موجب شد تا اعتقاد به ((مهدويت ))در بين تمام مذاهب و فرقه هاى اسلامى فراگير شود و همه به آن معتقد گردند.
آن گونه كه روايات ، ويژگى هاى ((مهدى موعود))را بيان كرده است ، او فرزند امام حسن عسگرى عليه السلام ، و به عنوان دوازدهمين امام از اهل بيت رسول الله صلى الله عليه و آله است . وى صاحب دو غيبت ((صغرى ))و ((كبرى ))است .
ليكن برخى از افراد و پيروان مذاهب و فرق اسلامى ، از اين باور فراگير (مهدويت ) سوءاستفاده كرده اند و براى خود فردى را به عنوان ((مهدى موعود))ادعا نمودند، در حالى كه آن افراد، فرزند امام حسن عسكرى عليه السلام نيستند. برخى از افراد فرصت طلب نيز به جهت اغراض ‍ سياسى و جاه طلبى به دروغ خود را ((مهدى موعود))خواندند. اين افراد به نام ((متمهديان ))يا ((مدعيان دروغين مهدويت ))ناميده شده اند.
در تاريخ اسلام هر دو انگيزه براى ادعاى ((مهدويت ))وجود دارد. چه افراد فرصت طلبى كه خود را ((مهدى موعود))معرفى كرده اند و چه افراد با فضيلتى كه خود چنين ادعايى نداشته ، ولى ديگران آنان را ((مهدى موعود)) معرفى نموده اند.
افراد با فضيلتى ؛ مانند ((محمد حنفيه ))فرزند امام على عليه السلام ، ((محمد بن عبدالله بن حسن )) ، ((امام جعفر صادق عليه السلام )) ، ((امام موسى كاظم )) ، ((اسماعيل بن جعفر))(فرزند امام صادق عليه السلام )، ((امام محمد باقر عليه السلام )) و ((امام حسن عسكرى عليه السلام ))، را برخى از جهال ((مهدى موعود)) پنداشتند.
و نيز برخى از افراد خون آشام و ستمگرى ؛ مانند ((مهدى عباسى )) و ((ابومسلم خراسانى )) را برخى از شيادان به عنوان ((مهدى موعود)) معرفى كردند.
از سوى ديگر برخى از افراد جاه طلب و حيله گر، از اعتقاد ((مهدويت )) سوءاستفاده كرده و به دروغ خود را ((مهدى موعود))معرفى نموده اند كه به نام چند نفر از آنان به عنوان نمونه اشاره مى كنيم .
1 - عبيديان  
((عبيدالله بن محمد فاطمى ))(259 - 322 ه -) ملقب به ((مهدى )) كه سلسله ((عبيديان ))يا ((فاطميان ))را بنا نهاد. او نخست در ((شام )) زندگى مى كرد و در آنجا كسانى را به ((مغرب ))فرستاد تا مردم را به ظهور ((مهدى موعود))بشارت دهند. عده اى دعوت او را پذيرفتند. در پايان قرن سوم هجرى در شمال آفريقا در منطقه ((سجلماسه ))قيام كرد و تمام آن ناحيه را تصرف نمود و در سال (297 ه -) خود را خليفه خواند و در سال (303 ه -) در نزديكى ((قيروان )) شهرى بنا نهاد كه به مناسبت انتساب به وى آن را ((مهديه ))خواندند. ((عبيدالله مهدى ))در سال (322 ه -) درگذشت .
2 - حاكم بامر الله  
((حاكم بامرالله ))از خلفاى عبيديان مصر، در سال (386 ه -) به خلافت رسيد. او در سن 11 سالگى به مرضى شبيه به جنون مبتلا شد و بعد كه به حكومت رسيد يك سرى دستورات نابخردانه صادر كرد.
روزى به مردم فرمان داد كه بر در و ديوار مساجد و معابر، بر خلفا و صحابه دشنام بنويسند، زمانى فرمان صادر كرد كه مردم بايد همه سگ ها را بكشند، و نيز دستور داد تا زنان در خانه زندانى باشند، هيچ كدام از زنان نبايد از خانه بيرون روند؛ براى عملى شدن اين فرمان ، كفاشان را از توليد كفش ‍ زنانه نهى كرد.
((حاكم ))در آغاز ادعاى ((مهدويت ))و سپس ادعاى ((الوهيت )) نمود.
در ((مصر))او را ربودند و كشتند و بعد از مدتى لباس هاى خون آلود و پاره پاره شده او را يافتند. پيروانش ادعا كردند كه او نمرده ، بلكه به آسمان عروج كرده است .
3 - محمد بن تومرت  
از ديگر متمهديان ، محمد بن تومرت (485 - 624 ه -)، است او مؤ سس ‍ سلسله ((الموحدين )) و از قبيله ((مصامده ))بود كه در جبال اطلس ‍ ((مراكش ))مسكن دارند. وى در آغاز مردم را به ظهور ((مهدى )) بشارت مى داد، ليكن بعد در سال (522 ه -) ادعا كرد كه ((مهدى موعود))خود او است . گروهى از اقوام ((بربر))گرد او جمع شدند و چون فوت كرد (524 ه -) جانشين و پيرو او ((عبدالمومن ))موقع را غنيمت شمرد و اقوام ((بربر))را سيل وار متوجه ((مراكش ))ساخت و بعد به اسپانيا تاخت و آنجا را تصرف كرد و سلسله ((الموحدين ))را تاءسيس نمود.
4 - تهامى  
فردى در منطقه ((تهاميه يمن ))در سال (1159 م )، ادعاى ((مهدويت ))نمود و گروهى به او گرويدند. او توانست در آن منطقه ، دولتى تاءسيس كند. سرانجام ((توران شاه ))حاكم و ((صلاح الدين ايوبى ))كارگزار او را شكست داد.
5 بابا اسحاق  
فردى به نام ((بابا اسحاق ، محمد قرمانى )) ، در زمان سلطان سليمان قانونى از پادشاهان عثمانى ، در سال (637 ه -/ 1239 م ) در ((اناطولى )) ، ادعاى ((مهدويت ))نمود و گروه زيادى از مردم را قتل عام كرد، اموال آنان را به غارت برد و سرانجام ((كيخسرو))امير ((قونيه ))او را به قتل رساند.
6 - عباس الريفى  
((عباس الريفى ))از اهالى ((ريف ))از بلاد مغرب ، در بين سالهاى (690 - 700 ه -/ 1290 - 1300 م ) در آن منطقه ادعاى ((مهدويت )) نمود و فتنه عظيمى برپا كرد.
7 - الرجل الجبلى  
فردى به نام ((عبدلله )) يا ((قرطياوس ))در ((جبل )) ، سال (717 ه -/ 1317 م ) ادعاى ((مهدويت )) نمود و از طايفه ((نصريه )) حدود سه هزار نفر با او بيعت كردند.
8 - ملا عرشى كاشانى  
در سال (850 ه -/ 1446 م ) فردى به نام ((ملاعرشى كاشانى ))در ((اصفهان ))ادعاى ((مهدويت )) نمود و بعد ادعاى ((نبوت ))كرد و در سال (880 ه -) كشته شد. جسد او را پس از كشته شدن سوزاندند.
9 - ميرزاى بلخى  
يكى از علماى ((بلخ ))معروف به ((ميرزاى بلخى ))در سال (890 ه -/ 1485 م ) ادعاى ((مهدويت ))كرد و بعد كشته شد.
10 - شيخ عبدالقدير بخارائى  
در سال (900 ه -/ 1494 م ) در ((بخارا)) فردى به نام ((شيخ عبدالقدير بخارايى ))ادعاى ((مهدويت ))نمود و امير ((بخارا))او را به قتل رساند.
11 - محمد جونپورى هندى  
((محمد جونپورى هندى ))يكى ديگر از ((متمهديان ))است كه به دروغ خود را ((مهدى موعود))معرفى نمود.
او در سال (847 ه -) متولد شد، در سال (910 ه - / 1495 م ) ادعاى ((مهدويت ))نمود و در سال (910 ه -) مرد.
12 - مغربى  
((شيخ شمس الدين محمد فريانى )) فرزند ((احمد مغربى ))در سال (824 ه - / 1402 م ) در جبال ((حميده )) در ((مغرب )) ادعا كرد كه او ((مهدى موعود))است .
13 - شيخ مغربى  
در سال (950 ه -/ 1543 م ) در بلاد ((مغرب )) ، فردى ادعاى ((مهدويت ))نمود كه در تاريخ به عنوان ((شيخ مغربى ))از او نامى به ميان آمده است .
14 - شيخ زاده كردستانى  
در سال (1077 ه‍/ 1666 م ) در ((كردستان ))شيخ زاده اى خود را ((مهدى )) خواند و چون او را دستگير كردند و به نزد سلطان ((عثمانى ))بردند، از ادعاى خود منصرف شد. او در پاسخ به پرسشهاى سلطان به گونه اى سخن مى گفت كه سلطان شيفته او شد و او را در رديف نديمان خود قرار داد.
15 - عبدالله العجمى  
در روز جمعه 26 رمضان (1081 ه -/1670 م ) در ((مسجدالحرام )) فردى به نام ((عبدالله العجمى )) ادعاى ((مهدويت )) نمود و در همان جا كشته شد.
16 - بنگالى  
مردى از اهالى ((بنگاله هند))در ((مسجدالحرام )) ، در ماه رجب (1203 ه -/ 1788 م ) ادعاى ((مهدويت ))نمود و در همان جا كشته شد.
17 - سنگالى  
در سال (1244 ه -/ 1828 م ) در ((سنگال ))مردى ادعاى ((مهدويت ))نمود و خود را ((مهدى منتظر))خواند و پرچم مبارزه را برافراشت و بعد از چند صباحى شكست خورد و كشته شد.
18 - شيخ سعيد يمانى  
در سال (1256 ه -/1840م ) در ((يمن ))مردى به نام شيخ سعيد يمانى )) ملقب به ((فقيه )) ادعا كرد كه او ((مهدى موعود))و منتظر است . پادشاه يمن ملقب به ((امام الهادى )) او را به قتل رساند.
19 - سودانى  
((محمد، احمد بن سيد عبدالله )) معروف به ((مهدى سودانى )) (1260-1304 ه - / 1844-1885م ). يكى از مدعيان معروف ((مهدويت )) در ((سودان ))بود. او در آغاز، نزد دو تن از علماى حوالى ((خارطوم )) درس خواند و سپس به جزيره ((اءبا)) واقع در ((نيل ابيض )) رفت و در آنجا براى ((خانقاه )) ساخت و به مدت 15 سال در آن جزيره در انزوا به سرد برد. پس از مدتى با شيخ و مرشد خود، به نام ((محمد شريف ))، اختلاف پيدا كرد و به مرشد ديگرى به نام ((شيخ القريشى ))روى آورد. قبيله ((بگارا))كه در آن ناحيه از همه مقتدرتر او را تقديس مى كردند.
وى در شعبان (1298ه -) برابر با ژوئيه (1881م ) در سن 40 سالگى ادعاى ((مهدويت ))كرد و قبيله ((بگارا))به آسانى دعوت او را پذيرفتند، او در سال (1300 ه - - 1882 م ) مناديانى به اطراف و نواحى به نزد شيوخ قبايل روانه ساخت تا خبر دهند كه او ((مهدى منتظر))است و پيامبر اكرم صل الله عليه و آل و سلم از جانب خدا ((مهدويت )) را به او بشارت داده است . او در ((سودان ))بر ضد((مصر))و ((انگلستان )) قيام نمود. رئوف پاشا حاكم ((سودان ))او را به ((خارطوم )) دعوت كرد، ولى او نپذيرفت . پيروان او با سپاه ((رئوف شاه )) جنگيدند و آنان را شكست دادند. دولت مصر سپاهى به فرماندهى ((جيگلر پاشا)) به نبرد با او و يارانش روانه كرد، ولى ((مهدى )) با 000/50 سرباز((سودانى )) او را شكست داد. سپس سپاهى به فرماندهى ((هكس پاشا)) به جنگ با آنان رفت و شكست خورد. پس از اين پيروزى ها پيروانش در سال (1889م ) به شهر((خارطوم ))حمله كردند و ژنرال ((گوردون پاشا)) حاكم ((خارطوم )) را كشتند و بر پايتخت ((سودان )) مسلط شدند.((مهدى )) در سال (1302 ه -/ 1885م ) مرد و سپاهيانش در سال (1889م ) شكست خورد و متلاشى شدند.

20- صومال  
او در سال (1317 ه -/ 1889م ) ادعاى ((مهدويت )) نمود وى نزد قبيله ((اوگاوين )) نفوذ وسيعى داشت و با نيروهاى ((انگستان )) ، و((اتيويى )) به مدت 20 سال درگير شد و سرانجام در سال (1920م ) مرد.
21- على محمد شيرازى  
او در سال (1235 ه‍ / 1819م ) در ((شيراز )) متولد شد، در 19 سالگى به ((بوشهر )) رفت و 5 سال به تجارت پرداخت پس از آن به ((نجف اشرف )) رفت و در درس ((سيد كاظم رشتى )) شركت مى كرد. پس از اوقات او، خود را ((باب )) امام زمان و سپس ((مهدى موعود)) خواند. در((مكه )) مردم را به خود فراخواند، سپس به (( بوشهر )) برگشت . وى به خاطر اين ادعا دستگير و زندانى شد. و در سال (1266 ه‍ /1850م ) در ((تبريز)) اعدام شد.
22- قاديانى ، ميرزا غلام احمد 
((ميرزا غلام احمد))، مؤ سس فرقه ((احمديه )) در قاديان پنجاب هندوستان به دنيا آمد و علوم متداول زمان خود را در فارسى و عربى به خوبى آموخت و بر خلافت ميل پدرش كه مى خواست دولت ((انگستان )) در آورد، گوشه نشينى گزيد و از در آمد املاك خود زندگى مى كرد و در حدود چهل سالگى كتاب مهمى به نام ((براهين احمديه )) منتشر كرد. در 50 سالگى اعلام كرد كه وحى به او رسيده و مجاز درگرفتن بيعت از مردم شده است . گروهى از مردم به او گرويدند، 2 سال بعد خود را مصلح و ((مهدى موعود)) خواند و تا آخر عمر گرفتار مخالفت مسلمانان و نيز مسيحيان و هندوها بود.
آنچه در اين بخش از آن ياد شد تنها اشاره اى بود به برخى از مدعيان دروغين ((مهدويت )). افزون بر اين ، عده اى هم در طول تاريخ خود را ((باب )) و سفير امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) معرفى نمودند كه 4 نفر از اين عده به حق سفير حضرت بودند كه در فصل ششم ، بحث ((نواب اربعه )) ذكر شد.
ادعاى ((بابيت )) در مجموع در دوره ((غيبت صغرى )) و به ويژه در زمان سفارت ((ابو جعفر عمرى )) اتفاق افتاد كه در فصل گذشته يادآور شديم .
در عصر ((غيبت كبرى )) نيز برخى خود را ((سفير)) حضرت معرفى نمودند و مفتضح شدند.
به عنوان نمونه افراد ذيل ، خود را ((باب )) و ((نايب خاص )) امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) معرفى نموده اند:
1- ((ابودلف مجنون )) (محمد بن مظفر). او بعد از در گذشت ((ابوالحسن ، على بن محمد سمرى )) آخرين نايب خاص امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) ادعاى نيابت و بابيت نمود و مفتضح شد. او در آخر زندگى اش به جنون مبتلا شد.
2 - ((محمد بن سعد))، شاعر كوفى ، متوفاى (540 ه‍/1145م ).
3 - ((احمد بن حسين رازى )) ، متوفاى (670 ه‍/1271م ).
4 - ((حسين بن على اصفهانى كاتب )) ، متوفاى (853 ه‍/1449م ).
5 - ((على بن محمد سجستانى )) ساكن بغداد، متوفاى (860ه‍/1455م ).
6 - ((سيد محمد هندى )) ، ساكن مشهد، متوفاى (987ه‍/1579م ).
7 - ((شيخ محمد مشهدى )) ، متوفاى (1090ه‍/1679م ) .
8 - ((سيد محمد على شيرازى )) ، معروف به ((باب )) ، متوفاى (1266ه‍/1850م ).
خلاصه  
اكثريت شيعه همان شيعه دوازده امامى بوده كه براى احياى حقوق اهل بيت : پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه واله وسلم در خصوص خلافت و مرجعيت علمى به انتقاد و اعتراض پرداختند و از اكثريت مردم ممتاز گشتند.
شيعه در عصر خلفاى راشدين (11- 35 ه‍) پيوسته زير فشارى بودند، و در زمان بنى اميه (40 - 130ه‍) از هر گونه مصونيت مالى و جانى محروم بودند، هر چه بر فساد و بيدادگرى اضافه مى شد، آنان در عقيده خود استوارتر مى گشتند و از مظلوميت خود در پيشرفت عقيده بيشتر بهره مى بردند.
شيعيان در اواسط قرن دوم و در آغاز خلافت عباسيان ، نفسى تازه كردند، ولى پس از چندى عرصه بر آنان تنگ شد و تا اواخر قرن سوم روز تنگ تر مى شد.
در اوايل قرن چهارم تا اواخر قرن پنچم با روى كار آمدن دولت هاى انقلابى شيعه چون ((آل بويه )) فاطميان ، ((حمدانيان )) و ((علويان )) ، شيعه با كسب قدرت تا حدودى آزادى عمل يافته و به مبارزه فكرى و اعتقادى آشكار پرداختند.
در دو قرن ششم و هفتم با جمله ((مغول ))ها به جهان اسلام و ادامه يافتن جنگ هاى صليبى ، چندان فشارى به عالم ((تشيع ))وارد نشد و شيعه شدن برخى سلاطين ((مغول ها))در((ايران ))و حكومت ((مرعشيان مازندران )) و ((سربداران خراسان ))در دو قرن هشتم و نهم ، قدرت و وسعت جمعيت شيعه رو به فزونى گذاشت و در گوشه از ممالك اسلامى خصوصا در((ايران ))تراكم ميليون ها شيعه محسوس شد.
در آغاز قرن دهم - با ظهور دولت صفويه - مذهب شيعه به رسميت شناخته شد و تاكنون مذهب رسمى دولت هاى پى در پى ((زند)) ،((قاجار)) و((مشروطه ))پابرجا ماند و در سراسر نقاط جهان هوادار و مدافع پيدا كرد و براى پنچ قرن متوالى ،((ايران ))و((عراق ))مركز((تشيع )) بوده و حوزه هاى علميه شيعه در اين دو كشور متمركز شده و مرجعيت شيعه ، مركز واقعى جهان تشيع به شمار رفته است .
آغاز قرن پانزدهم هجرى سر آغاز استقرار حكومت اسلامى در عصر بر مبناى نظريه مترقى ((ولايت فقيه ))و رهبرى فقيهى عارف ، عادل و شجاع پس از مبارزه اى بى امان با استبداد داخلى و استعمار خارجى است . اين حكومت در عصر حاضر، مرجع ، ملجا و تحقق بخش آرزوهاى تمام مسلمانان جهان مى باشد.
بنابراين ، قرن هاى سوم تا پنجم را مى توانيم ((دوره دولتهاى انقلابى شيعى ))كه در اطراف پهناور عباسى تشكيل شده بود بدانيم .
و قرن هاى ششم تا نهم را بايد دوره فروپاشى خلافت و گذر از مرحله ((تقيه ))به مرحله ظهور سياسى و با اقتدار ((تشيع ))بناميم .
و قرن هاى دهم تا پانزدهم ، دوره رسمى شدن ((تشيع ))به عنوان يك مذهب اسلامى مقتدر كه داراى يك نظام سياسى روشن بوده و در دو جبهه استبداد داخلى و رودررويى با استعمار خارجى مبارزه اى بى امان داشته است .
مجموعه نهضت هاى يك قرن اخير با پيروزى ((انقلاب اسلامى ايران )) در طليعه قرن پانزدهم هجرى به ثمر رسيد.
شيعه مؤ سس علوم اسلامى بوده و رشد دهنده حركت علمى در جهان اسلام به شمار مى رود. شيعه در علوم حديث ، فقه ، كلام ، فلسفه و علوم مربوط به اين رشته ها بسيار چشمگير است .
فقه و فقاهت شيعه از يك حيات مستمر و پويا برخوردار بوده است . به تناسب شرايط زمانى ، فقه و فقاهت شيعه در دوران سه گانه (حضور غيبت صغرى و غيبت كبرى ) از ويژگى هاى خاصى برخوردار بوده و هست .
مكاتب فقهى افراطى و تفرايطى شيعه به مرور زمان رو به افول رفته و در حاضر مكتب فقهى شيعه ، جامع تمام امتيازات و كمالات مكاتب فقهى گذشته است . مراكز فقاهت شيعه كه حرف اول را مى زدند در دوران غيبت كبرى به ترتيب ((قم )) ، ((بغداد)) ، ((نجف )) ، ((حله )) ، ((حبل عامل )) ، ((اصفهان )) ، ((نجف )) ، ((كربلا)) و ((قم )) بوده است . فعاليت هاى سياسى علماى شيعه در زمينه هاى گوناگون ، مراحل گوناگونى را سپرى نمود، و در دفاع از موجوديت شيعه تا استقرار ((حكومت اسلامى )) براساس مذهب فقهى اهل البيت عليهم السلام سير تكاملى داشته و از يك نوع پويائى برخوردار بوده است .
و در نهايت اشاره اى گذرا داشتيم به مدعيان دروغين مهدويت و بابيت در عصر غيبت .
|+| نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 و ساعت 9:32 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar