| خانه دل عاشقان | آرشیو | تماس با منتظران عاشق |
|
معجزه ى ناپيدايى
غيبت ممكن است اين قدرت استتار و اختفا از برابر ديدگان را معجزه اى از معجزات حجّت خدا و ولىّ او امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ بدانيم، زيرا معجزه آن است كه ديگران از آوردن آن ناتوان باشند. معجزه نوعى مبارزه طلبى با طبيعت نيز هست و همانگونه كه تفسير و تحليل اعجاز در پرتو قوانين مادّى و طبيعى ممكن نيست، استتار و اختفاى وجود گرامى امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ نيز با اين مفهوم و بيان، از مسائل معنوى و حقايق، فراتر از جهان مادّه و طبيعت است و آن حضرت در پرتو اين قدرت خدادادى مى تواند هرگاه اراده فرمود در برابر ديدگان، ظاهر و آشكار گردد و هرگاه خواست پنهان و ناپديد. احتمال ديگر اين است كه: آن حضرت با همان قدرت اعجاز، در ديدگان نظاره گر، به گونه اى تأثير و تصرّف نمايد كه آنان نتوانند جمال دلآراى او را بنگرند و اين كار از اولياى خدا كه داراى قدرت تصرّف در جهان آفرينش هستند، بعيد نيست ممكن است اين قدرت استتار و اختفا از برابر ديدگان را معجزه اى از معجزات حجّت خدا و ولىّ او امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ بدانيم، زيرا معجزه آن است كه ديگران از آوردن آن ناتوان باشند. معجزه نوعى مبارزه طلبى با طبيعت نيز هست و همانگونه كه تفسير و تحليل اعجاز در پرتو قوانين مادّى و طبيعى ممكن نيست، استتار و اختفاى وجود گرامى امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ نيز با اين مفهوم و بيان، از مسائل معنوى و حقايق، فراتر از جهان مادّه و طبيعت است و آن حضرت در پرتو اين قدرت خدادادى مى تواند هرگاه اراده فرمود در برابر ديدگان، ظاهر و آشكار گردد و هرگاه خواست پنهان و ناپديد. احتمال ديگر اين است كه: آن حضرت با همان قدرت اعجاز، در ديدگان نظاره گر، به گونه اى تأثير و تصرّف نمايد كه آنان نتوانند جمال دلآراى او را بنگرند و اين كار از اولياى خدا كه داراى قدرت تصرّف در جهان آفرينش هستند، بعيد نيست.
غيبت را مى توان در اينجا به چند معنى تفسير كرد: 1 ـ نخست بدين مفهوم كه آن حضرت در درون جوامع بشرى زندگى نمى كند و در دسترس مردم نيست ـ تا بسان ديگر انسانهاى عادى هر كس خواست او را ببيند و آشنا و بيگانه و دوست و دشمن او را ملاقات كنند ـ . 2 ـ دومين معناى غيبت اين است كه: حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ در ميان همين جامعه و همين انسانهاست اما به قدرت خدا هرگاه اراده كند از برابر ديدگان آنان غايب مى گردد و ديدگان مردم ـ با اينكه آن حضرت موجود و حاضر است ـ او را نمى بينند; همانگونه كه موجودات ديگرى چون فرشتگان، ارواح و . . . را ـ با اينكه به نص قرآن شريف همه در ميان جامعه ها هستند و در اين جهان موجودند، اما نمى بينند. 3 ـ سومين معناى غيبت اين است كه آن حضرت در ميان مردم و جامعه زندگى مى كنند و حتى بنا بر رواياتى افراد جامعه آن حضرت را رؤيت مى نمايند در حالى كه وى را نمى شناسند. آنچه بديهى ست و بنا بر احاديث ضرورى مى باشد اينكه معناى نخست به طور كلى و عمومى قابل پذيرش نيست. چه آنكه او ولى خدا و هادى و راهنماى حق خواهان است در نتيجه مى بايست به هنگام بروز ضرورتها و مصلحتها در جامعه مؤثر باشد، زيرا او براى انسان و هدايت او مأموريت يافته است. لذاست كه آنچه از احاديث ائمه هدى ـ عليهم السلام ـ استفاده مى شود. آميزه اى از معناى دوم و سوم است. هم هست ـ براى مشتاقان سالك ـ و هم نيست، ـ در نظر ظالمان و بد خواهان ـ در اين باره به سه آيه از قرآن كريم و سخنان ذيل آن اشاره مى كنيم. 1ـ خداوند در قرآن مى فرمايد: (وجعلنا من بين أيديهم سدّاً ومن خلفهم سدّاً فأغشيناهم فهم لا يبصرون) وما در برابر آنان ديوارى كشيديم و در پشت سرشان (نيز) ديوارى و بر ديدگانشان نيز پرده اى افكنديم تا نتوانند بنگرند و ببينند. در مورد اين آيه مفسّرين از «عبداللّه بن مسعود» روايت كرده اند كه: حق ستيزان قريش بر درب خانه پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ گرد آمدند تا با او درگير شوند، آن حضرت با نام خدا از خانه خارج گرديد و مشتى خاك بر سر و روى آنان پاشيد و آنان با اينكه حاضر بودند آن حضرت را نديدند. و نيز از «ابن عباس» آورده اند كه: قريش درب خانه پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ اجتماع نمودند و گفتند: «اگر محمّد بخواهد داخل خانه شود، همگى بصورت يكپارچه بر ضد او بپا خواهيم خواست». امّا پيامبر گرامى ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ وارد شد و خدا در برابر ديدگان و پشت سر آنان ديوارى قرار داد كه آنان پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ را نديدند. پيامبر نماز خواند و به خانه بازگشت و مشتى خاك بر سر و روى آنان پاشيد و آنان آن وجود گرانمايه را نديدند. هنگامى كه پيامبر از آنجا گذشت، قريش خاك و گرد و غبار را كه در هوا پراكنده بود ديدند و گفتند: «اين همان سحر و جادوى «ابن ابى كبشه»(2) يعنى محمّد ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ است». طبرى، در تفسير آيه ى مباركه روايتى آورده است كه: ابو جهل گفت: «اگر محمّد را ببينم، چنين و چنان مى كنم». كه اين آيه شريفه نازل گرديد: (إنّا جعلنا في أعناقهم أغلالاً فهي إلى الاذقان فهم مقمحون وجعلنا من بين أيديهم سدّاً ومن خلفهم سدّا . . .) ما در گردنهاى آنان غلهايى قرار داديم، از اين رو، سرهايشان بسوى بالاست و نمى توانند پايين بياورند. و ما در برابر آنان، ديوارى كشيديم و در پشت سرشان (نيز) ديوارى و بر ديدگانشان نيز پرده اى افكنديم تا نتوانند بنگرند و ببينند. عكرمه كه اين روايت را آورده است مى گويد: پس از فرود آمدن اين آيه ى شريفه قريش به ابو جهل مى گفتند: «اين محمّد است». امّا او، آن وجود گرانمايه را نمى ديد و مرتب مى گفت: «كو؟ كجا ؟ . . . محمّد كجاست؟»(5) 2 ـ خداوند مى فرمايد: (وإذا قرأت القرآن جعلنا بينك وبين الذين لا يؤمنون بالآخرة حجاباً مستوراً) (اى پيامبر!) هنگامى كه تو قرآن تلاوت نمايى، ما ميان تو و آنانى كه به قيامت ايمان ندارند، پرده اى ستبر قرار مى دهيم. در تفسير اين آيه ى مباركه آمده است كه منظور از: (الّذين لا يؤمنون بالآخرة) عبارتند از: «ابو سفيان»، «نضر بن حرث»، «ابو جهل»، و «امّ جميل» همسر ابو جهل كه نسبت به پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ شرارت بيشترى مى كردند و خداوند پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ را به هنگام تلاوت قرآن از برابر ديدگان آنان پوشيده مى داشت، آنان به سراغ حضرت مى آمدند و از كنارش مى گذشتند امّا او را نمى ديدند. نكته اى كه در اينجا جلب نظر مى كند و انسان را به شگفتى وا مى دارد اين است كه قرآن مى فرمايد: (حجاباً مستوراً) پرده اى نهان و ناپيدا. آرى! ممكن است انسان در پس پرده اى باشد و ديگران با وجود ديدن آن پرده ى او را نبينند، اما قرآن بر اين نكته رهنمون است كه خداوند پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ را در پس پرده اى مصون و محفوظ نگاه مى داشت كه دشمنان شرارت پيشه نه پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ را مى ديدند و نه آن پرده را، گويى هر دو از نظر آنان پوشيده بود. نكته ى ديگرى كه نبايد مورد غفلت قرار گيرد اين است كه واژه (وجعلنا) در آيه نشانگر قدرت بى كران خداست و بيانگر اين واقعيت كه «ما» در برابرشان ديوارى قرار داديم . . . و يا اينكه «ما» ميان تو اى پيامبر و كسانى كه ايمان به قيامت ندارند، حجابى ناپيدا افكنديم . . . كه به قدرت الاهى تأكيد دارد. 3 ـ هم چنين خداوند در داستان سامرى مى فرمايد: (قال بصرت بما لم يبصروا به فقبضت قبضة من أثر الرسول فنبذتها . . .) سامرى گفت: من چيزى ديدم كه آنان نمى ديدند، مشتى از خاكى كه نقش پاى آن فرستاده ى خدا بر آن بود برگرفتم و در آن پيكر افكندم . . . . در اين آيه ى شريفه، سخن از گفتگويى است كه ميان موسى ـ عليه السلام ـ با سامرى، آن گوساله سازِ منحرف، جريان يافته است كه قرآن اينگونه از آن گزارش مى دهد: (فأخرج لهم عجلاً جسداً له خُوار) و سامرى براى بنى اسرائيل تنديس گوساله اى را ساخت كه نعره ى گاوان را داشت . . . موسى ـ عليه السلام ـ از او پرسيد: (. . . فما خطبك يا سامرى * قال بصرت بما لم يبصروا به فقبضت قبضة من أثر الرسول فنبذتها . . . «و تو اى سامرى! اين چه كارى بود كه كردى؟» او پاسخ مى دهد: «من چيزى ديدم كه آنها نمى ديدند، من مشتى از خاكى كه نقش پاى آن فرستاده خدا، بر آن بود برگرفتم و در آن پيكر بى روح افكندم . . . . مفسرين در اين مورد آورده اند: «سامرى، جبرئيل را در شكل انسانى ديد كه پياده يا بر مركبى از مركبهاى بهشتى سوار است و پيام خدا و وحى او را بر موسى ـ عليه السلام ـ مى آورد; در اين هنگام مشتى از خاك پاى او را برداشت و آن را بر آن پيكر بى روح افكند كه بر اثر آن حيات در آن اسكلت بى جان پديد آمد». به عبارت ديگر: منظور مفسرين اين است كه «سامرى» فرشته وحى را در حالى ديد كه هيچ كس از بنى اسرائيل كه حاضر بودند، نديدند و هدف ما از ترسيم اين آيه ى مباركه اين است كه در نگرش قرآنى ممكن است پديده و موجودى چون فرشته ى وحى براى انبوه ديدگان مخفى و ناپيدا باشد و براى برخى در همان حال و هوا، آشكار و ديدنى.
فلسفه غيبت آنچه از منابع حديثى و تاريخى بدست مى آيد آنكه خداوند در طول تاريخ بر سنتى استوار هميشه اصرار داشته است و در ميان هر قوم و ملتى آن را به حركت آورده و به گونه اى عينيت بخشيده است و آن پنهان سازى معلمان و مربيان راستين بشريت از ديده ها بوده است. از اين قانون ژرف امت اسلام نيز استثنا نبوده و به غيبت آخرين امام خود گرفتار آمده است. در اين باره به رواياتى اشاره كرده ايم: محمد بن مسلم مى گويد: خدمت امام محمّد باقر ـ عليه السلام ـ رسيدم تا درباره ى قائم آل محمّد ـ عليهم السلام ـ از آن حضرت پرسشى كنم. پيش از آنكه من سؤال بنمايم فرمود: اى محمد بن مسلم: در قائم آل محمّد ـ عليهم السلام ـ پنج شباهت [سنت] از پيغمبران است: شباهت با يونس بن متى و يوسف بن يعقوب و موسى و عيسى و محمّد صلوات اللّه عليهم. شباهتى كه به يونس دارد غيبت اوست كه بعد از پيرى بصورت جوانى نزد قومش بازگشت. شباهت او به يوسف غيبت و پنهانى او حتى از نزديكان و مردم و ديگر برادرانش و هم چنين رنجى كه كار وى براى پدرش يعقوب پديد آورده بود; با اينكه مسافت بين او و پدرش و خويشاوندان نزديك بود. شباهتى كه از موسى دارد ترس ممتد وى از مردم و غيبت طولانى و پنهان بودن ماجراى ولادتش، و پنهان گشتن پيروان او بواسطه ى آزار و خوارى كه بعد از وى به نهايت رسيد; تا آن هنگام كه خداوند عزّ وجلّ فرمان ظهور او را صادر كرد و بر دشمنانش پيروز و مؤيد داشت. شباهت وى به عيسى اختلافى است كه مردم درباره ى او دارند، زيرا جماعتى گفتند: او متولد نشده; و عده اى گفتند: او مرده است; و گروهى گفتند: او را كشتند و بدار زدند. و اما شباهتى كه به جدش محمّد مصطفى ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ دارد: قيام بشمشير و كشتن دشمنان خدا و رسول و جباران و گردن كشان و پيروزى وى بوسيله ى شمشير و ترسى كه در دلها پديد مى آورد، از جمله علامات قيام او خروج سفيانى از جانب شام و شخص يمنى از يمن و صداى آسمانى در ماه مبارك رمضان و نداكننده اى است كه او را بنام و نام پدرش صدا مى زند عبداللّه بن سنان مى گويد: از حضرت صادق ـ عليه السلام ـ شنيدم، مى فرمود: در قائم ـ عليه السلام ـ علامتى از موسى بن عمران وجود دارد. عرض كردم: آن علامت چيست؟ فرمود: پنهان بودن ولادت و غيبت او از قومش. پرسيدم: موسى چند مدت از خويشان و قوم خود غائب گرديد؟ فرمود بيست و هشت سال! شيخ صدوق از زيد شحام روايت نموده كه حضرت امام جعفر صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: صالح پيغمبر مدتى از نظر قومش غائب شد. وى در روز غيبت مردى كامل و داراى شكمى هموار و اندامى زيبا و محاسنى انبوه و گونه هاى كم گوشت، ميانه بالا و متوسط القامه بود; ولى چون بسوى قوم بازگشت تغيير كرده بود و او را نشناختند در موقع بازگشت وى مردم سه دسته گشتند: يكدسته منكر وى شدند و دسته اى بشك افتادند، و دسته ديگر يقين داشتند كه او همان صالح پيغمبر است . . . پيامبر اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ فرمودند: «كائنٌ في أُمّتي ما كان في بني إسرائيل حذو النّعل بالنّعل والقذّة بالقذّة! وانّ الثاني عشر من ولدى يغيب حتّى لا يرى!» «آنچه در ميان بنى اسرائيل واقع شده در ميان امّت من نيز مو به مو واقع خواهد شد. دوازدهمين [امام كه اوست ]فرزند من، از ديده ها غايب مى گردد و ديده نمى شود». آنچه كه در ميان بنى اسرائيل روى داده و موجب سرگردانى و حيرت آنها شده بود، غيبت نخستين سبط آنها «لاوى بن بَرخيا» بود كه مدتى بس دراز غيبت كرد و سپس به سوى قوم خود بازگشت و دين خدا را بعد از مندرس شدن ديگر بار زنده ساخت. با پادشاه ستمگرى به نام «قرسيطا» جنگ كرده، بر او پيروز شد. به علاوه حوادثى در ميان آنها روى داد كه با حوادث امت اسلامى هم گونى فراوان داشت، كه يكى از آنها انتظار ظهور حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ است كه از روز شنيدن نويد آن تا به امروز انتظار مى كشند.
هرگاه گروهى از شيعيان گرداگرد يكى از امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ گرد آمده، از خرمن علمش خوشه اى چيده اند; بر ستمگران زمان سخت آمده، آتش حسد و كينه شان شعلهور شده، با تمام نيرو براى خاموش كردن آن مشعل هدايت همت گماشته اند. هنگامى كه به روايات پيامبر و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ در مورد امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ مى نگريم; به اين نكته تصريح شده است كه: حكمت غيبت طولانى آن وجود گرانمايه به فرمان خدا، صيانت از جان گرامى و حيات پر بركت او براى تحقّق يافتن نويدها و بشارتهاست. چرا كه ما مى دانيم دو رژيم سياهكار عثمانى و عباسى و ديگر حكمرانان خودكامه اى كه در طى قرون و اعصار در كشورهاى اسلامى بويژه خاورميانه حكومت مى كردند، همواره تمامى تلاش و كوشش ارتجاعى خود را در راه از ميان برداشتن آن مصلح بزرگ جهانى بكار گرفتند; بويژه پس از دريافت اين حقيقت كه او طبق آيات و روايات همان اصلاحگر پر شكوهى است كه پايه هاى قدرت ظالمانه ى آنان را به لرزه در خواهد آورد و كاخ بيداد ايشان را منهدم مى سازد و آنان را از تسلط ظالمانه بر سرنوشت بندگان خدا و سرزمين آنان باز خواهد داشت. پس از هجوم مأموران خلافت عباسى به خانه ى امام حسن عسكرى ـ عليه السلام ـ و جستجوى فرزند و جانشين آن امام، روشن گشت كه خطرى جان امام آينده را تهديد مى كند; خطرى بس سهمگين. اين هجوم و پيگيرى ـ در پيدا كردن مهدى ـ ارواحنا فداه ـ ، ايجاب مى كرد تا براى نگهدارىِ جان باقيمانده ى سلسله ى امامت و سلاله ى نبوّت، و مصلح بزرگ بشريت اقدامى بس جدى به عمل آيد. در امر غيبت امام دوازدهم و علل آن مسائل بسيارى وجود دارد. يكى از علتهاى ظاهرى و ملموس آن همين چگونگى و پيشامد بود، كه از سوى دشمنان طراحى شد، و امر عظيم «غيبت» را در پى داشت. در احوالى كه ياد شد ضمن مقارناتى زمينه ى ناپديدى امام از نظرها فراهم آمد. و دوازدهمين هادى، به فرمان الاهى و به قدرت و حكمت خدائى از نظرها پنهان گرديد.
ديگر از راز و رمزهاى پيچيده ى نهان زيستى امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ بازشناسى ارزش و اهميت حضور امام معصوم در عرصه هاى مختلف جامعه بشرى است. چو آنكه اين نعمت ناديده انگاشته شد، حرمان از جانب حق عزّ وجلّ ناشكران را لازم آمد; زيرا: قدر عافيت كسى داند كه به مصيبتى گرفتار آيد تا ارزش او بازشناسى شود و اين نعمت عظيم طالب و خواهان واقعى يابد! از اين روست كه بازگشت اين نعمت ـ به هنگام ظهور ـ چون خورشيدى كه از كرانه ى غروب خود سر بر آورد، مانند شده است و اين بدان معناست كه ناپديد شدن اين خورشيد هدايت ريشه يافته از امور اجتماعى بسيارى است كه يكى از مهم ترين آنها بى توجهى و قدرناشناسى از مقام ولايت و شخص ولى اللّه و امام معصوم زمان وكناره گيرى از درياى بى كران دانش و حكمت و معارف او و سرتافتن از تربيت خداگونه وى و روى آورى به مظاهر پوچى و تباهى است; و بدين علت است كه چنين گوهرى از كفها ربوده شده و تا هنگام خواهش صادقانه انسانها باز پس نمى گردد. البته اين تنها موردى نيست كه بين خلق و خالق چنين داد و ستد مى شود; بلكه از ديرباز چنين بوده و در زندگانى بسيارى از پيام آوران و فرزانگان الاهى اين نهان زيستى را با همين منظور مى توان مشاهده نمود. چنانچه در گفتار معصومان بدان اشاره رفته و حكمت غيبت امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ و انبياى الاهى را همانند دانسته اند حال نيز چنانچه درباره پيام آوران پروردگار مى يابيم كه چون ملتها خواهان سامان يافتن واقعى جامعه خويش شدند و اصلاح حقيقى را از پروردگار طلب كردند و در آن اصرار و الحاح نمودند، آن گونه كه ملت به ستوه آمده ى بنى اسرائيل كردند و راهبر راستين خويش را تمنى داشتند و از غفلت و حق فراموشى و قدرناسپاسى روى تافتند (چه آنكه موسى روزگارى در ميان آنان بود، ليك بناچار بدرود آن ديار گفت و تا سالها در مدين اقامت گزيد) پس آنگاه نعمت رهبرى الاهى آنان را در بر گرفت و به سعادت نايل آمدند و خرمى دنيا را با شادكامى عقبى در هم آميختند. بنابر آنچه پيش تر گفتيم نعمت حضور امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ از همان كرانه كه غروب نموده طلوع خواهد كرد; و آن افق بازشناسى مقام و ارزش امام و احساس نياز جدى به وى در تمام عرصه هاى مادى و معنوى است. در تأييد اين سخن به خط سير غيبت و ظهور آن امام معصوم مى نگريم كه چگونه حضور عينى ولايت به هنگام زندگانى ائمه هدى ـ عليهم السلام ـ تا امام هادى و عسكرى ـ عليهما السلام ـ به غيبت امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ انجاميد; ليكن نه غيبت تمام عيار بلكه امام دستورات خود را توسط افرادى ويژه اعمال نموده و مردم نيز چالش هاى زندگى و روحى و جسمى خود را با رهبر خويش به همين ترتيب در ميان مى گذارند; تا آنكه اين مقدار محروميت جامعه را هشيار نساخت و اين هشدار باش آنان را به اقدامى جدى وا نداشت و بى توجهى و قدرناشناسى عمومى ادامه يافت و بلكه شتابى بيشتر گرفت و سپس غيبت كبرا آغاز گرديد و ارتباط با محور انسانيت به سختى گراييد و جز مؤمنان عاشق و پاكباخته محضرش را نيافتند و جوّ فراگير رو به انحطاط و دورى از امام خود نهاد و كار بدانجا رسيد كه: يكى گفت: مرده است! ديگر گفت: كشته شده! آن ديگر گفت: در كجا مسكن دارد؟!! و به يكبار نام و ياد او را از خاطرها زدودند و غيبت نيز به منتهى اليه انحطاط خويش رسيد. با توجه به آنچه گفتيم، آيا جامعه اى اين چنين ناسپاس و غافل تربيتى را در سايه پنهان سازى امام معصوم و رهبر الاهى و مربى دلسوز نمى طلبد تا سرانجام جاى خالى او را در عرصه هاى گوناگون زندگى خويش بيابد و رفته رفته يادش را زنده دارد و نامش را گرامى شمارد و شوق وصال در سرش افتد و روى نياز به سويش آرد و دست تمنى به دامنش درآويزد و در طلبش افتد و حضور او را در زندگى فردى خود بيابد و ظهورش را لحظه شمارد. آرى! اين همان حركت به سوى ظهور اوست. اميد كه چنين باشيم!
امتحان و آزمايش يكى از حكمت هاى غيبت ولى زمان ـ ارواحنا فداه ـ مى باشد كه خود از سنتهاى الاهى است. خداوند، بندگان خويش را با آزمايش هاى گوناگونى به بوته ى امتحان مى سپارد; از اين رو كسانى كه به خدا و پيام آورش و هر آنچه آن حضرت در مورد حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ آورده است، ايمان بياورند; ديگر درازى غيبت آن گرانمايه هر اندازه اى كه باشد و انتظار غمبار او هر چند طولانى گردد، از ثبات قدم و ايمان عميق و تزلزل ناپذير آنان نمى كاهد; اما نفاق پيشگان فرصت مناسبى براى استهزاء و ياوه گويى درباره اين انديشه ى والا و عقيده ى مقدس مى يابند و آيات قرآن و روايات پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ در اين مورد را به ديوار مى كوبند و همه را كنار مى گذارند كه اين منش باطل گرايان در همه ى عصرها و نسل هاست. از امام كاظم ـ عليه السلام ـ آورده اند كه در مورد غيبت حضرت مهدى ـ عليه السلام ـ فرمود: «انّما هي محنة من اللّه عزّ جلّ، امتحن بها خلقه . . .» غيبت آن حضرت، رنج و آزمايشى از جانب خداست كه بندگان خويش را بدان مى آزمايد. روشن است كه معنا و مفهوم امتحان اين نيست كه خداوند از واقعيت كار بندگانش آگاه نيست و آنچه در درون دارند، تا آزمايش نكند نمى داند; نه هرگز! بلكه خداوند به هر چيزى داناست از آنچه در سينه ها مى گذرد آگاه است و چيزى بر او مخفى نمى ماند كه قرآن در اين باره مى فرمايد: (أحسب النّاس أن يتركوا أن يقولوا آمنّا وهم لا يفتنون ولقد فتنّا الذين من قبلهم فليعلمنّ اللّه الذين صدقوا وليعلمنّ الكاذبين . . ) آيا مردم پنداشته اند همانقدر كه گفتند: ايمان آورديم، به حال خود رها مى شوند و آزمايش نخواهند شد؟ ما كسانى را كه پيش از آنان بودند آزموديم (و اينان را نيز مى آزمائيم) بايد علم خدا در مورد كسانى كه راست مى گويند و كسانى كه دروغ مى گويند، تحقّق يابد. حال اين آزمايش در قالبهاى گوناگونى طراحى خواهد شد: سختى ها دين و ايمان
سختى ها امام صادق ـ عليه السلام ـ خطاب به يار وفادارش «محمد بن مسلم» فرمود: پيش از قيام قائم نشانه هايى است كه خداوند آنها را ظاهر خواهد ساخت. محمّد بن مسلم پرسيد: آنها چيست؟ فرمود: آنها را خداوند چنين بيان فرموده است: (و شما را به سختيهائى چون ترس و گرسنگى و نقصان اموال و مرگ و آفات زراعت آزمايش مى كنيم و صبرپيشگان را بشارت ده) ولنبلونّكم: يعنى امتحان مى كنيم شما مؤمنان را قبل از خروج قائم ـ عليه السلام ـ . بشيء من الخوف: يعنى بوسيله پادشاهان بنى فلان، در آخر سلطنت آنها. والجوع: يعنى با گرانى قيمتها (و گرسنگى). ونقص من الأموال: يعنى با كسادى تجارت و كمى در آمد. والأنفس: يعنى با مرگهاى پياپى و ناگهانى. |+| نوشته شده توسط منتظر در شنبه بیست و سوم دی 1385 و ساعت 21:35 |
مهدویت غرب و بازی رایانه ای
یكی از اصول مشترك بین تمام ادیان الهی و اساطیر باستانی اقوام مختلف، مبحث منجی موعود و آخر الزمان میباشد. همان كسی كه شیعیان او را مهدی، مسیحیان او را عیسی، زرتشتیان او را سوشیانت و قومهای دیگر او را با نامهای دیگر میخوانند. تمامی منتظران ظهور به مرحله ای معتقدند كه یك ضد منجی كه عصاره تمام شرارتهاست و تمامی نیروهای شیطانی را به همراه خود دارد و مهمترین مانع منجی موعود است. در نبرد نهایی میان این دو كه جنگی بسیار بزرگ و خونین است منجی موعود به همراه یارانش به كمك امدادهای الهی بر لشكر شیطان پیروز میشوند. سربازان و یاران منجی انسانهایی با ایمان و نیرومند هستند كه خود را از قبل برای چنین روزی آماده كرده اند. كشیش پت رابرتسون (pat robertson) از رهبران صهیونسیم مسیحی میگوید: اكنون آمریكا نماینده خداست در روی زمین،برای ظهور مسیح آری به اعتقاد آنان، آمریكا یا لااقل رهبران این كشور پیامبران معصومی هستند كه به دنیای پر از گناه فرستاده شده اند تا جهان را به سر منزل مقصود برسانند جرج بوش اول روز 6 مارس 1992 در نشست مشترك سنا و مجلس نمایندگان كنگره آمریكا (كه بی شباهت به سخنرانی جرج بوش دوم در 20 مارس 2001 نبود ) خطابه معروفی ایراد كرد كه ضمن آن سیاست نظم نوین جهانی را اعلام كرد. سیاستی كه طبق آن نمیتوان پذیرفت گوشه ای از كره زمین از اصول آمریكایی در مورد آزادیهای فردی و حكومت دمكراتیك معاف باشد.
سیاستی كه طبق آن برای پیروزی در جنگ علیه تروریسم بین المللی، جنگ ایدهها و عقاید باید راه انداخت. در این نظم نوین جهانی كه به قول فوكویاما تئوری پرداز پایان تاریخ اسلام دریای فاشیستی برای شنای تروریستهاست. و یا به قول توماس فردمن تحلیلگر سیاسی آمریكا یی اسلام بزرگترین دشمن غرب است، و جنگ با این دشمن تنها با ارتش ممكن نیست بلكه باید در مدارس، كلیساها، مساجد، معابد به رویارویی با آن پرداخت. هم اكنون سیر محصولات فرهنگی غرب برای تحقق بخشیدن به آرمان فوق، راهی بازارهای كشورهای مسلمان شده، محصولاتی كه پس از استفاده از آنها شخص از هویت و فرهنگ خود دلزده میشود،آمریكا را به عنوان امپراطور صالح دنیای جدید میپذیرد و او را عصاره نیروهای خیر عالم تصور میكند. یكی از این محصولات فرهنگی كه بسیار نیز تاثیر گذار است بازیهای رایانه ای هستند كه بیشتر، سرمایههای اجتماعی جهان اسلام را هدف گرفته اند.
بیش از دو دهه است كه بازیهای رایانه ای وارد بازار شده اند. اولین آنها، بازیهای شركت آتاری( ATARI) (دستگاه TV GAME )مانند بازی PONG كه تنها شامل دو خط،یك توپ و یك زمین مانند زمین تنیس بود. پس از آن بازیهای ویدئویی سیر تكاملی خود را طی كردند كه در اواسط دهه هشتاد بازیها بیشتر به سمت جنگی (WAR GAME )سوق پیدا كردند. علت آن علاوه بر مسائل فنی جو متشنج اواخر دهه 80 آمریكا، ناشی از جنگ سرد با شوروی و دیگر برنامههای رییس جمهور وقت ریگان بود بازیهایی مثل star flight و…
پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده كه خود را بی رقیب در جهان یافت تصور امپراطوری بر دنیا به هدفی جدی برای تبدیل شد.و از هر وسیله ای برای اثبات و جا انداختن این هدف استفاده كرده و میكند. بازیهای رایانه ای یكی از این ابزار و وسایل است در این بازیها آمریكا مدینه فاضله و آرمان شهر، نهایت رفاه، صلح و امنیت معرفی میشودو نظام فرهنگی آن تنها سیستمی است كه جهان را از خطرات گوناگون حفظ میكند. تفكر حاكم بر این بازیها نشلات گرفته از منجیان متنوع آخر الزمان است كه هر كدام دارای ویژگیهای منحصر به فرد خود میباشد.
در آخر الزمان تكنولوژیكی رباتها و ساختههای دست بشر به مرحله ای از تكامل و هوش میرسند كه علیه انسانها دست به شورش زده و قصد نابودی نسل بشر را دارند.و انسانها نیز توانایی مبازه با آنها را ندارند در این زمان یك منجی شجاع كه دارای قدرت عشق و ایمان است (خصیصه ای كه ماشینها از آن بی بهره اند)به مبارزه بر میخیزد و پس از نبردهای طولانی وسخت نسل بشر را نجات میدهد.
مثلا شما در بازی ماتریكس(ENTER THE MATRIX )، به همراه یك گروه از آرمان شهری به نام زایان(ZION) وظیفه نجات جهان را از دست انسان نماها بر عهده میگیرید ودرحین بازی باید با شجاعت بی نظیر خود جهان را از دست ماشینهای دیو صفت نجات دهید.
در آخر الزمان طبیعی، طبیعت سر به شورش برمی دارد و بشر را با حربههایی مانند زلزله، گرد باد، طوفان، آتشفشان، سیل و… تهدید میكند و یا دخالتهای بی جای انسان در ساختارهای ژنتیك باعث پیدایش غولها و حیوانات ناشناخته عظیم الجثه ای میشود.
به عنوان مثال در بازی جزیره سایهها شما برای پی بردن و نجات بشریت از دست (آلن) و (اوبد ) مورتون (كه پدر خود را كه یك دانشمند ژنتیك بوده كشته اند) كه قصد دارند به وسیله تحقیقات پدرشان بر جهان مسلط شوند. نتایج شگفت انگیزی كه میتواند دنیا را به نابودی بكشاند وارد جزیره شوید
در آخر الزمان تخیلی، موجودات ناشناخته فضایی زمین و نسل بشریت را به مخاطره انداخته و این بار یك منجی بسیار دانا با قدرت ماوراء انسانی به مبارزه با این موجودات میپردازد. به عنوان مثال در بازی سام ماجراجو شما به عنوان یك منجی در نقش سام استون ظاهر میشوید سام به خاطر شجاعت فوق العاده اش در مبارزه با این موجودات به اسطوره ای تبدیل شده،به كمك ماشین زمان به گذشته بر میگردد تا جنگ بر علیه این یاغیان را به نفع بشریت تمام كند.
در آخر الزمان اسطوره ای یك ضد منجی از دل افسانهها و اسطورهای باستانی پا به دنیای ما گذاشته و قصد نابودی بشر را دارد كه در این حال با ظهور یك منجی آگاه به دنیای اسطورها و مجهز به جادو و سحر به مبارزه با این دشمنان میپردازد. مثلا در بازی (نفرین شدگان) شما به عنوان یك منجی در نقش دختر یا پسر 15 ساله یك كشاورز بازی را آغاز میكنید متجاوزان كراگ به فرمان یك موجود اهریمنی در جستجوی جادو و سحرهایی برای حكمرانی بر كل دنیاست این اهریمن میخواهد با استفاده از این جادوها تمام موجودات خوب دنیا از جمله شما را به اسارت در آورد كه شما، یك ماجراجوی سر سخت مبارزه با این شیطان را بر عهده میگیرید. شما برای این كار باید از جنگلهای انبوه و ژرف، درههای خشك،بیابانها،سیاهچالهای مرطوب، گورستانهای قدیمی، كوههای پر از برف، غارهای یخی و از عمق غارهای پر از مواد مذاب عبور كنید تا از این فاجعه جلوگیری كنید. یكی دیگر از ایدههای حاكم بر بازیهای رایانه ای جنگ هسته ای است كه از آن با عنوان آرماگدون(armageddon) نبرد نهایی حق علیه باطل یاد میشود.كه استفاده از سلاح اتمی در آن قابل پیشگیری نیست و ظهور حضرت مسیح بدون وقوع این حادثه ممكن نیست. در بازیهای مختلف به این پدیده پرداخته شده است. بعنوان مثال شما در بازی مامور مخفی 2،در نقش كیت آرچر یك جاسوس خبره ظاهر میشوید كه میباید از وقوع جنگ هسته ای و نابودی نسل بشر توسط تروریستها جلوگیری كنید.
در میان آخر الزمانهای مختلف، آخر الزمان دینی مورد توجه خاص قرار گرفته است.در این آخرالزمان انسانهای شیطان صفت در قالب گروههای تروریستی و… قصد به دست گرفتن قدرت و نابودی تمامی عناصر پاك و خدایی را دارندو شما به عنوان منجی در نقش جاسوس خبره و با ایمان و یا سربازان ماهر و معتقد (عمدتا سربازانی از ارتش آمریكاو انگلیس )به عنوان پلیس صلح جهانی ظاهر شده و به مبارزه با دشمنان بشریت میپردازید(حال ممكن است این دشمن قبلا در زمین به جنایت پرداخته و شما مجددا به مبارزه با آن میپردازید و یا دشمنانی كه در آینده پا به عرصه جهان خواهند گذاشت). بازیهایی همچون اسلحه مر گبار، گروه ضربت، بازگشت به قلعه ولفن اشتاین و… در بازی اسلحه مرگبار شما در نقش یك گروه ضد تروریستی باید 11 ماموریت مختلف و پر هیجان را پشت سر بگذارید و در طی عملیات علاوه بر ناكام گذاشتن تروریستها در فعالیتهایشان اسناد و مدارك مختلفی جمع آوری كنید و به برنامههای آینده تروریستها پی ببرید در ضمن باید گروگانها را نجات دهید هر گونه خطا باعث به خطر افتادن جان گروگانها میشود. یا در بازی گروه ضربت در سال 2008 به مبارزه با میهن پرستان افراطی مسكو بروید. قصد آنها تاسیس مجدد امپراطوری اتحاد جماهیر شوروی است. تاجیكستان، اوكراین، بلاروس و دیگر كشورهای استقلال یافته یكی پس از دیگری در شرف پیوستن به این امپراطوری هستند شما كماندوهای دلاوری هستید كه خود را گروه ضربت مینامید ویا در بازی معروف (بازگشت به قلعه ولفن اشتاین ) (RETURN TO CASTLE WOLFENSTEIN)مجددا به مبارزه با نازیها میروید. در این بازی تعدادی از فرماندهان ارشد اس. اس از جمله هیملر (فرمانده كل نیروهای اس. اس )قصد دارند تا با توسل به تكنولوژی پیشرفته و استفاده از قدرتهای مافوق طبیعی به جنگ علیه بشریت بیایندو شما در نقش مامورانی از ستاد ضد اطلاعات ارتش بایستس از اجرای اهداف فوق جلوگیری كنید و جهان را از نابودی نجات دهید ویا در بازی call of duty شما در نقش سربازان انگلیسی، آمریكایی و روسی آموزش میبینید و برای مبارزه با آلمانیها به منطقه اعزام میشوید.شما پس از طی كردن مراحل مختلف وارد برلین پایتخت آلمان شده و پرچم آزادی !را بالای ساختمانها به اهتزاز در آورید. علاوه بر بازیهای ذكر شده كه به دشمنان بشریت در گذشته یا آینده پرداخت شده است،غرب سعی دارد سیاستهای تجاوز گرانه كنونی خود را در عرصه بین الملل توجیه كند اهدافی همچون مبارزه با تروریسم بین المللی، مبارزه با گروههای تروریستی همچون القاعده و یا مبارزه با دیكتاتورهای جهان همچون صدام و… این روند پس از 11 سپتامبر با شتاب بیشتری پیگیری شد.
بعنوان مثال در بازی نیروی دلتا (DELTA FORCE) شما بعنوان یك گروه ضد تروریستی مامور میشوید تا با تروریستها در هر كجای دنیا كه از سوی آمریكا معرفی میشوندمبارزه كنید در قسمتی از این بازی شما وقتی وارد اردوگاه تروریستها میشوید تصویر شیخ یاسین تصویر رهبر حماس (كه چندی پیش به دست دولت تروریستی اسراییل به شهادت رسید)را بر دیوار میبینید یا در بازی (D DE LTA FORCE 2) با مبارزه با تروریستها وارد خوزستان میشوید و با تروریستهایی مواجه میشوید كه با چهره ای كریه، خشن و بد ذات ترسیم شده آنها لباس عربی بر تن دارند با صورتهای نتراشیده و… از بازیهای دیگری كه در این زمینه میتوان به آن اشاره كرد بازی (جنگ ژنرالها) و (طوفان صحرا) میباشد.
در جنگ ژنرالها (GENERALS) شما به عنوان سربازان آمریكایی ماموریت مبارزه و سركوب تروریستها و دشمنان بشریت را دارید شما به عراق برای مبارزه با رژیم صدام میروید یا به افغانستان (مزار شریف ) برای مبارزه با گروه القاعده میروید. نكات جالب توجه ای در این بازی به چشم میخوردمثلا در ابتدای بازی فیلمی پخش میشود كه هواپیما و هلی كوپترهای آمریكایی در حال گشت زنی هستند كه توسط دشمن مورد حمله قرار میگیرند و سقوط میكنند پس از آن است كه شما وظیفه دارید متجاوزان را سركوب كنید و نشان میدهد كه هیچگاه آمریكا اولین گلوله را شلیك نمیكند و فقط برای دفاع از خود دست به تجاوز و حمله میزند
در هر دو قسمت عملیات عراق و افغانستان بعثیها و گروه القاعده (دشمن ) به رنگ سبز نشان داده میشود (كلاه سبز، تانكها و نفر برها و نیروهایی كه نشانهها آنها رنگ سبز است)كه به نظر میرسد كه این انتخاب رنگ نیز به دلیل نیست همانطور كه در بازیهای قدیمی تر كه آمریكا به نبرد با دشمن میرفت تروریستها و دشمنان به رنگ قرمز (نماد شوروی )نشان داده میشوند.
یكی دیگر از این بازیها كه شاید بهتر و جذابتر از همه بازیها فوق طراحی شده اند طوفان صحرا (DESERT STORM ) است. شما در این بازی ابتدا در ارتش آمریكا تمامی دورههای آموزشهای لازم را گذرانده و سپس به عراق اعزام میشوید (داستان این بازی مر بوط به زمان جنگ خلیج فارس و حمله عراق به كویت است) و وظیفه دارید ماموریتهای محوله را انجام دهید ماموریتهایی در مرز عراق و كویت، داخل كویت، شمال عراق، مرز عربستان و…و اهداف از قبل پیش بینی شده را نابود كنید اهدافی همچون فرودگاهها ی نظامی، سایتهای موشكی، مراكز رادار،سایتهای ضد هوایی و….
آیا زمان آن نرسیده تا با منابع غنی ملی، باستانی ایران بازیهایی همچون رستم و سهراب تولید شوند ؟ یا با نگاهی به 8 سال دفاع مقدس، بازیهایی با محتوی عملیاتها برای زنده نگه داشتن تاریخ جنگ، بازیهایی همچون حماسه خرمشهر و… تولید شوند یا بازی با عنوان انتفاضه برای بیان جنایتهای رژیم غاصب اسراییل و فداكاریهای مسلمان آن كشور تولید و به بازار عرضه شوند ؟ |+| نوشته شده توسط منتظر در شنبه بیست و سوم دی 1385 و ساعت 21:29 |
|
درباره وبلاگ
![]() این وبلاگ در تاریخ 16 مرداد 1385 با موضوع امام زمان تاسیس گردیده است و قصد دارد تا به معرفی نرم افزارها و سایت ها و وبلاگها و کتب با موضوع امام زمان و به طور مختصر دیگر معصومین و پایگاههای دینی اقدام کند.
منوی اصلی
صفحه نخستتماس با منتظران عاشق آرشيو دل نوشته ها خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها دل نوشته های قبلی
هفته اوّل اسفند 1386هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته اوّل آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته دوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته سوم اردیبهشت 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم فروردین 1386 هفته اوّل فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته سوم اسفند 1385 هفته دوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته دوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته دوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته سوم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 آرشيو موضوعی
معرفی نرم افزار با موضوع امام زمانمعرفی کتاب با موضوع امام زمان معرفی سایت با موضوع امام زمان مطالب علمی با موضوع امام زمان پيوندها
برزخ جهنم شيطانمطالب نایاب در مورد آقا وبلاگی با نوشته های جالب در مورد مهدی مکتب المهدی یا قائم شبکه اطلاع رسانی حضرت مهدی وبلاگ منتظر امام مهدی مهدی نت منتظر وبلاگ امام مهدی موعود منجی وبلاگ ترویج فرهنگ غنی مهدویت یاد یار منتظر امام زمان وبلاگی پر مخاطب با موضوع امام حسن(ع) مرکز مجازی مهدویت غریبه(نکات و گفتارهای جالب بزرگان و...) وبلاگی در مورد معارف دین مبین اسلام یه مسافر امام عصر عشق حقیقی وبلاگی با داستانهای آموزنده و شنیدنی از معصومین یا ابا صالح المهدی مسلمان مسئول هجران گل نرگس قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |