تا كي به تمناي وصال تو يگانه اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه
اي عزيز فاطمه! دردي جانكاه برما شيعيان وهمه ي مظلومان عالم فرو ريخته, دشمنان از هرسوهجوم آورده, قرآن مهجورگرديده, شريعت نبوي متروك مانده وجز نامي ازآن باقي نمانده, مظلومين عالم چشم به راه فرياد رسشان مانده وبراي اين عاشق دل سوخته همانند سايرخسته دلان جزاشك وآه چيزي باقي نمانده است; تنها زبان حالم اين است كه :
تا كي غم وصال بسوزد مرا جگر دل در فراق تو است مرا روز پرشرر
تا كي به تمناي وصال تو يگانه اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه
آيا رسد آخر شب هجران تو يا نه جمعي به تو مشغول وتو غائب زميانه
|
+| نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 و ساعت 8:26 |