تبليغاتX
منتظران و عاشقان مهدی

منتظران و عاشقان مهدی

دگر بس است جدایی خدا کند که بیایی

با عرض سلام خدمت كاربران عزيز

به علت اينكه در مورد يوسف زهرا وبلاگ ها و سايت ها و كتابها و... نوشته شده  بهتر ديدم يه وبلاگي بزنم كه به موضوعاتي كه كمتر به آن پرداخته شده بپردازد به همين منظور وبلاگي را با موضوعيت برزخ جهنم و شيطان شروع كردم

اميدوارم كه كمال استفاده را ببريد

jahannam-sheitan.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 21:20  توسط منتظر  | 

مهدی کیست؟

مهدى ، كسى است كه به وسيله خدا تعيين مى شود. چون بشر ناتوان است كه چنين كسى را بشناسد؛ زيرا كه مهدى مانند فردى از افراد بشر است . مهدى ، كسى است كه اجرا كننده تعليمات همه انبيا و خواسته هاى همه اوليا خواهد بود.
مهدى ، بايستى دانشى نامتناهى داشته باشد، بينشى نامتناهى داشته باشد، استقامت نامتناهى داشته باشد، خستگى ناپذير باشد، داراى بالاترين قدرت روحى باشد، رحمتى نامتناهى داشته باشد، مهربان و دوست خلق باشد، پاكيزه از كينه و عقده روحى باشد، خلق در نظر او يكسان باشند، آن قدر در عدالت و دادگرى پيشرفته باشد كه نگذارد پوست ارزنى از دهان مورى گرفته شود، و كسانى كه باقى خواهند ماند، يا از ترس خواهد بود و يا از طمع ، و هر دوى اينها با عدالت و دادگرى او سازگار نيست .
مهدى ، اميد بشر؛ مهدى برگزيده خدا؛ مهدى ، انجام دهنده هدف انبياء مهدى ، دادگر كل ، مهدى ، بنيانگذار عدل مؤ بد جهانى ؛ مهدى ، انسان بزرگ مهدى ، پاكيزه ترين فرد بشر هنگام قيام ، مهدى ، دادگسترى زنده و پاينده كه سراپاى وجودش از فضيلت و عدالت و بزرگوارى آكنده است .
نقطه ضعف شخصى ، نبايستى داشته باشد. پدرانش ، بايستى پاك و پاكيزه باشند و نقطه ضعف خانوادگى ، نبايستى در حضرت مهدى وجود داشته باشد. در پاكيزه ترين محيط، تربيت و پرورش يافته باشد و عنايت الهى در پرورش او دخالت كامل داشته باشد.
خودش پاك ، نياكانش پاك و به پاكى شناخته شده باشند؛ كه همگان مردان فضيلت و تقوا و پرهيزكارى بوده اند. مردم گمنامى نبوده اند؛ عزلت و گوشه گيرى نداشته اند و در ميان مردم زيست داشته اند. در محيط دوستى و دشمنى بوده اند. و به طور دقيق ، هر دو گروه ، حيات فردى و اجتماعى آنها را زيرا نظر گرفته بودند؛ دوستان براى آن كه سر مشق بگيرند، دشمنان براى آن كه نقطه ضعفى بيابند و بر آنها بتازند، و دو گروه جز تقوا و پرهيزكارى ، جز انسانيت و فضيلت ، چيزى نيافتند.
پيوسته در راه حق مبارزه مى كردند. از اين رو، دشمنان آنها را مى كشتند؛ تا بتوانند تا خدا را خاموش كنند ولى نتوانستند و اين نور براى هميشه روشن ماند تا روزى كه تابش جهانى پيدا كند و سراسر گيتى از اين نور بهره مند شود.
آرى ، چنين دودمانى شايسته است كه پيشوايان خلق و بشريت باشند و قافله سالار جهان انسانيت گردند و حضرت مهدى كه بر پا كننده عدل جهانى است ، بايستى از چنين خاندانى باشد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 9:45  توسط منتظر  | 

از حضرت جواد عليه السلام
1. ((قائم كسى است كه خداوند به وسيله او زمين را از كافران و منكران پاك سازد و از عدل و داد پر كند. زادنش از ديدگاه كسان نهان خواهد بود و شخصش از برابر چشم بينندگان غايب است ))
2.
((
قائم از وعده هاى قطعى الهى است ، و ميعاد خداوند تخلف پذير نيست )).
از حضرت هادى عليه السلام
1. ((خليفه و جانشين من حسن است . شما با خليفه او چگونه خواهيد بود؛ چون شخص او را نمى بينيد؟)).
2.
((صاحب الاءمر كسى است كه عده اى گويند هنوز زاده نشده است )).
3.
((خليفه بعد از من ، حسن فرزند من است و خليفه بعد از او، پسرش است كه شما او را نمى بينيد)).
4.
((وقتى كه مادر حضرت مهدى به عنوان برده خريده شد و به حضور حضرت هادى مشرف شد، حضرتش بدو فرمود:
به تو مژده بدهم ، به تو: پسرى خواهى آورد كه مشرق و مغرب جهان را مالك خواهد شد: زمين را از عدل و داد پر سازد، چنانچه از ظلم و جور پر شده است
))

5. در حضور آن حضرت از وفات پدر بزرگوارش ، حضرت جواد، سخن رفت . حضرتش فرمود:
((
من ، خليفه او هستم و جانشين او، مادامى كه زنده باشم . ولى شيعه چه مى كنند وقتى كه امامشان را بعد از من نمى بينند)).
از حضرت عسكرى عليه السلام
1. ((دشمنان گمان كردند كه مرا هر چه زودتر بكشند تا نسلى براى من نباشد. دروغ ، گمان كردند حمد خداى را كه من داراى فرزندى هستم ))
2. هنگامى كه جاريه مقدس باردار شد، حضرت عسكرى بدو فرمود:
((
بار تو پسر است و نامش محمد است ؛ او قائم بعد از من است )).
3.
((
حمد خدا را كه مرا از دنيا نبرد تا خليفه و جانشين خودم را به چشم خود ديدم . او شبيه ترين فرد در خلق و خلق به رسول خداست . خداوند او را در غيبتش از شر دشمنان محفوظ مى دارد تا زمين را از عدل و داد پر سازد، چنانچه از ظلم و جور پر باشد)).
4.
((مى بينم كه پس از من در جانشين و خليفه من ميان شما اختلاف رخ داده است . كسى كه به همه امامان بعد از رسول خدا عليه السّلام اقرار كند و منكر فرزند من بشود، مانند كسى است كه به پيامبرى همه انبيا اقرار كند و نبوت خاتم انبيا را منكر شود، منكر رسول خدا صلى الله عليه و آله مانند منكر همه انبياست ))
5. از حضرتش دو سال پيش از وفات ، توقيعى صادر شد و از خليفه و جانشين خود خبر داد. و همچنين سه روز پيش از وفات ، نظير آن توقيع از طرف حضرتش صادر شد و آن بود:
((خدا لعنت كند كسى را كه حقوق اولياى خدا را انكار كند)).

6. ((پسر من قائم پس از من است و او كسى است كه داراى سنتهاى پيامبران مانند طول عمر و غيبت است ))
7.
((
حمد خدا را كه مرا از دنيا نبرد تا وقتى كه به من جانشين و خليفه ام را نشان داد. او شبيه ترين مردم از نظر خلق و خلق به رسول خداست .
خدا او را در غيبش حفظ كند، تا وقتى كه ظاهر شود و زمين را از عدل و داد پر كند؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد
))

8. هنگامى كه حضرت مهدى زاده شد، حضرت عسكرى عليه السّلام نامه اى براى احمد بن اسحاق مى فرستد و بشارت ولادت فرزندش را به وى مى دهد و احمد را فرموده بود:
((
اين خبر را پنهان دارد تا از نظر مردم مكتوم باشد)). چنانچه مرقوم داشته بود: ((ما اين خبر را براى كسى ظاهر نمى سازيم مگر براى نزديكترين خويشان و نزديكترين دوستان . اين خبر را به تو داديم تا خرسند شوى ؛ چنانچه ما خرسند شديم )).
9. وقتى كه قائم ما قيام كند، به خراب كردن مناره ها و مقصوره هاى مساجد فرمان خواهد داد
)).
10. حضرتش فرزندش را به عمر اهوازى نشان داد و فرمود:
((اين است امام شما پس از من )).
11.
((وقتى كه خدا مرا ببرد و بميراند و شيعيان مرا ديدى اختلاف كردند، ثقات ايشان را از فرزندم اخبار كن و اين سرى باشد نهانى نزد و ايشان ، همانا ولى خدا را از خلق خدا غيبت خواهد كرد و كسى او را نخواهد ديد، تا وقتى كه جبرئيل مركبش را حاضر كرده و نزدش بياورد و آنچه خدا بخواهد شدنى خواهد بود)).
12.
((امام و حجت پس از من ، پسرم است ؛ همنام رسول خدا و هم كينه آن حضرت . او خاتم حجتهاى الهى است و واپسين خلفاى اوست . مادرش ، دختر قيصر، پادشاه روم است ))
13.
((
ولى خدا و حجت حق بر بندگان و خليفه من پس از من در شعبان سال 255 در سپيده دم ، مختون زاييده شد))
14. حضرتش بر بساطى نشسته بود و آثار و يادگارهاى انبيا و اوصيا را نشان داد. سپس فرمود:
((
اين هم رد پاى پسرم است كه بر اين بساط پا گذارده و نشسته است ))
15. از حضرتش سؤ ال شد: اين حديثى كه از پدرانتان روايت شده :
((
زمين از حجت خدا خالى نخواهد بود و كسى كه بميرد و امام زمانش را نشناسد، مرگ او مرگ جاهليت خواهد بود)) صحيح است ؟
فرمود:
((
اين حديث حق است ؛ چنانچه روشنايى اين روز حق و ثابت است )).
پرسيدند: يا بن رسول الله ! حجت و امام پس از شما كيست ؟
فرمود:
((
پسرم محمد؛ اوست امام و حجت حق پس از من . كسى كه بميرد و او را نشناسد، مرگش مرگ جاهليت است )).
16. در شب نيمه شعبان فرمود:
((در اين شب ، خداوند حجت خود را ظاهر خواهد ساخت ؛ او حجت روى زمين خواهد بود)). 17. ابوالاءديان از خدمتگزاران حضرت عسكرى بوده است . روزى شرفياب حضور بوده ، حضرت نامه هايى به او مى دهد و او را به مدائن مى فرستد و مى فرمايد:
((
سفر تو به مدائن پانزده روز طول مى كشد. روزى كه به اين شهر برگشتى ، مى شنوى كه صداى ضجه از خانه من بلند است و جنازه مرا روى مغتسل مى بينى كه دارند غسل مى دهند)).
ابوالاءديان عرض مى كند: اگر چنين شد، چه بايستى بكنم ؟
حضرت مى فرمايد:
((
كسى كه جواب نامه ها را از تو خواست ، او قائم بعد از من است )).
ابوالاءديان نشانه و علامتى بيشتر طلب مى كند.
حضرت مى فرمايد:
((
كسى كه از داخل كيسه و هميانى كه همراه آورده اى به تو خبر داد، او قائم بعد از من است )).
ابوالاءديان اطاعت مى كند و نامه ها را بر مى دارد و از سامرا خارج شده رهسپار مدائن مى گردد. هنگامى كه بدان شهر مى رسد، نامه ها را به كسانى كه بايد برساند مى رساند و پاسخها را دريافت مى كند و راهى سامرا مى شود.
روز پانزدهم به سامرا مى رسد و به سوى خانه حضرت عسكرى عليه السّلام روانه مى گردد. بدان جا كه مى رسد، صداى ضجه اى كه از خانه آن حضرت بلند است مى شنود. به درون خانه مى رود، جنازه حضرتش را روى مغتسل مى بيند كه دارند غسل مى دهند. پس از آن كه غسل پايان يافت ، حضرتش را كفن مى كنند و براى خواندن نماز آماده مى سازند.
در اين هنگام جعفر برادر آن حضرت را مى بيند كه به سوى جنازه مى رود كه نماز بخواند و در برابر جنازه مى ايستد. همان كه مى خواهد نخستين تكبير را بگويد، مى بيند كودكى نورانى گندم گونه ، داراى موهاى فرفرى و دندانهاى باز، جلو آمد و عبادى جعفر را كشيد و فرمود:
((
عمو! كنار برو، من براى نماز بر پدرم از تو شايسته تر هستم )).
جعفر با چهره اى تيره كنار مى رود و كودك نورانى جلو مى آيد و در برابر جنازه مقدس مى ايستد و بر جنازه نماز مى خواند.
آن گاه جنازه را بر مى دارند و در كنار قبر هادى عليه السّلام پدر حضرت عسكرى عليه السّلام ، به خاك مى سپارند.
سپس كودك مقدس ابوالاءديان را طلب مى كند و مى فرمايد:
((
اى بصرى ! جوابهاى نامه ها را كه آورده اى بده )).
ابوالاءديان اطاعت مى كند و جوابها را تقديم مى كند.
سپس حضرت هميانى را كه ابوالاءديان از مدائن همراه آورده بود طلب مى كند و از آنچه در ميان هميان بوده خبر مى دهد.
ابوالاءديان امتثال امر مى كند و هميان را تقديم مى كند.

18. حضرت عسكرى ، در بستر مرگ افتاده است و نور چشمش مهدى در خدمت پدر به سر مى برد. پدر را وضو مى دهد، و مسح سر و مسح پايش را مى كشد. پدر بزرگوار در اين حالت نور چشم عزيزش را مخاطب قرار داده چنين مى گويد:
((فرزند! به تو بشارت مى دهم صاحب الزمان تو هستى ، مهدى تو هستى ، حجت خدا در روى زمين تو هستى . تو پسر منى ، وصى منى ، تو زاده رسول خدا هستى . تو خاتم اوصيا و ائمه طاهرين هستى . رسول زادن تو را بشارت داده و نام تو و كنيه تو را ياد كرده است . پدرم همين سخن را به من فرمود و از پدرانت روايت كرد)). پس حضرتش در همان ساعت وفات يافت .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 15:19  توسط منتظر  | 

بشارات

از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام
1. ((قائم ما، امام است ، و پسر امام و وصى است ، فرزند وصى ))
2.
((
من قائم به حق هستم ولى قائمى كه زمين را از دشمنان خدا پاك سازد و از عدل و داد پر كند، پنجمين نسل از فرزندان من خواهد بود))
3. از حضرتش پرسيده شد:
در ميان امامان كسى هست كه غيبت داشته باشد؟
فرمود:
((
آرى شخصش از ديدگان مردم غائب خواهد بود، ولى يادش از دلهاى مؤ منان غيبت ندارد و او دوازدهمين ماست ))
4.
((
قائم سالهاى درازى پس از من خواهد آمد)).
5.
((
نعمت ظاهر امام ظاهر است و نعمت باطن امام غائب است كه وجودش از ديده مردم غايب است ، گنجهاى زمين برايش ‍ ظاهر مى گردد و هر دورى به او نزديك مى شود)) حضرت رضا عليه السلام
1. ((خداوند يگانه ، مردى را از دودمان ما مبعوث خواهد كرد كه ولادت و پروريدنش نهانى است ، ولى نسبش آشكار است )).
2.
((هفت هزار ملك به يارى امام حسين فرود آمدند. حضرتش به آنها اجازه شركت نداد. آنها در كنار قبرش ژوليده و خاك آلود به سر مى برند تا قائم ما قيام كند و از ياران او باشند)).
3.
((خداوند، قائم را مبعوث خواهد كرد كه به نام او قيام كند و مردم از بركات قيامش بهره مند شوند))
4.
((
كسى كه پيش از قيام قائم تقيه را كنار گذارد، از ما نيست . قائم ، چهارمين فرزند از فرزندان من است ، پسر سيده اماء است . زمين را از جور پاك سازد و ظلم و از آن بزدايد))
5.
((
من صاحب امر هستم ولى نه آن كس كه زمين را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده . با اين ضعفى كه در من مى بينيد نمى توانم او باشم . قائم ، كسى است كه وقتى قيام كند، عمرى دراز كرده و چهره جوان دارد. در بدن چنان قوى است كه قويترين درخت را مى تواند از ريشه بكند)).
عصاى موسى و انگشتر سليمان همراه دارد.
او چهارمين فرزند از فرزندان من است . خدا آن قدر كه بخواهد او را در غيبت نگاه خواهد داشت . سپس آشكارش خواهد ساخت تا زمين را از عدل و داد پر كند؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد
))

6.
((
خضر از آب حيات نوشيد و نخواهد مرد تا نفخ صور بدمد. خضر، مونس وحشت و تنهايى قائم ما در زمان غيبتش است ، و غربت او را بر طرف مى سازد))
7.
((
وقتى شيعه چهارمين فرزند از فرزندان مرا گم كردند، آنها را مى بينم كه پناهى مى جويند و نمى يابند)).
عرض شد: چرا اى پسر رسول خدا؟!
فرمود:
((
چون امامشان از ايشان غايب است )).
عرض شد: چرا غايب است ؟
فرمود:
((
چون وقتى كه با شمشير قيام كند، بر گردنش بيعت حاكمى نباشد))
8.
((
به خدا سوگند، قائم ما كه قيام كند، خداوند همه شيعيان ما را از همه شهرها گردش جمع خواهد كرد))
9.
((
هنگامى كه مهدى قيام كند، خداوند به فرشتگان امر خواهد كرد كه به مؤ منان سلام دهند)).
10.
((امام پس از من ، پسرم محمد است و امام پس از او، پسرش على است و امام پس از او، پسرش حسن است و امام پس از حسن ، پسرش حجت قائم منتظر است )).

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 19:39  توسط منتظر  | 

بشارات

از حضرت صادق عليه السلام
1. ((مهدى ، پنجمين فرد از فرزندان پسرم موسى است . او پسر سيده اماء است . داراى غيبتى است كه كجروان در آن گمراه مى شوند. پس از آن خداوند او را ظاهر خواهد ساخت و شرق و غرب عالم ، به دست او فتح خواهد شد. عيسى بن مريم فرود خواهد آمد و در پشت سرش نماز خواهد خواند. زمين به نور جمالش درخشندگى پيدا مى كند و نقطه اى در روى زمين باقى نخواهد ماند مگر آن كه در آن ، خدا عبادت شود و هر چه دين در روى زمين باشد، دين خدا خواهد شد؛ هر چند مشركان كراهت داشته باشند))
2.
((
متقيان و پرهيزكاران ، كسانى هستند كه به غيب ايمان دارند و به قيام قائم اقرار داشته باشند و آن را حق بدانند)).
3.
((متقيان ، شيعيان على هستند و عيب عبارت است از حجت غائب ))
4.
((
غيبت براى ششمين فرزند من است ، و او دوازدهمين امام هدايت ، پس از رسول الله صلى الله عليه و آله است ))
5.
((
زمانى خواهد آمد كه امام از ديده ها غايب باشد. خوشا به حال كسانى كه در آن زمان در ايمان به او ثابت باشند)).
6.
((كسى كه به همه امامان اقرار كند و منكر مهدى شود، مانند كسى است كه به همه پيغمبران اقرار كند و منكر پيامبرى محمد صلى الله عليه و آله گردد)). سپس از حضرتش پرسيده شد: مهدى چه كسى است ؟ فرمود:
((
پنجمين فرد از فرزندان هفتمين امام است )).

7. ((پدرم زره رسول خدا را پوشيده ، بر زمين كشيده مى شد. من نيز پوشيدم ، چنين بود. قائم وقتى آن را بپوشد، به اندازه اش ‍ خواهد بود))
8.
((
صاحب الاءمر، زمين را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است . و آن وقتى خواهد بود كه به امامان دسترسى نباشد؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله وقتى مبعوث شد كه فترت پيامبران بر قرار بود و به وجود آنان دسترسى نبود)).
9.
((قائم ما وقتى قيام كند، مانند داود و سليمان قضاوت مى كند، و بينه طلب نخواهد كرد))
10.
((
همه معجزه هايى كه براى انبيا و اوصيا بوده ، به دست قائم ما انجام خواهد شد، تا بر دشمنان ، حجت تمام باشد)).
11.
((قائم ، هنگام ظهور، بيعت هيچ كسى بر گردنش نيست ))
12.
((
قائم ما غيبتى دارد بسيار طولانى )) عرض شد: چرا؟ فرمود:
((
چون بر جانش مى ترسد))
13.
((
براى صاحب الاءمر غيبتى خواهد بود كه بسيارى از كجپرستان در آن به ريب و شك اندر خواهند شد و غيبت علتى دارد كه ما اذن نداريم آن را براى شما بگوييم ))
14.
((
قائم ، ظهور نخواهد كرد مگر وقتى كه نيكانى كه در صلب بدان هستند، متولد شوند. اين وقت است كه قائم ظهور خواهد كرد و دشمنان خدا را خواهد كشت )).
15.
((از شما كسى بگويد: ((اگر قائم آل محمد را ديدم ، يارى اش مى كنم )) مانند كسى است كه در پيش رويش شمشير مى زند، نه بلكه مانند شهيدى است كه در ركاب او شهيد شده است )).
16.
((هنگامى كه قائم خروج كند، كافر و مشركى در جهان باقى نخواهد ماند)).
17.
((نخستين كسى كه با قائم بيعت مى كند، جبرئيل است )).
18.
((
313 مرد به مسجدالحرام مى آيند و منادى ندا مى كند:
اين مهدى است كه خروج كرده ، به قضاوت داود و سليمان قضاوت مى كند و بينه و گواه نمى خواهد
))

19.
((
وقتى كه قائم قيام كند، همگان از نيكان و خسان او را مى شناسند)).
20.
((دو خون در اسلام است كه هيچ كس حق ندارد در آن دو به حكم خدا قضاوت كند، مگر وقتى كه قائم ظهور كند. اوست كه به حكم خدا در آن قضاوت خواهد كرد:
زناكار زن دار را رجم مى كند؛ مانع الزكاة را گردن مى زند
))

21.
((
من قائم را مى بينم كه بر كوه نجف استوار است ، و بر اسبى ادهم و ابلغ (سپيد و سياه ) سوار مى باشد، و مردم هر شهرى كه او را مى بينند، مى پندارند او در شهر خودشان است و فرشتگان به يارى اش بر مى خيزند))
22.
((
من قائم را مى بينم كه بر منبر كوفه قرار دارد و گرداگردش 313 نفر مرد - به عدد اصحاب بد - قرار دارند كه اصحابش هستند و آنها افسران و پرچمداران او هستند؛ چنانچه آنان حاكمان خدا روى زمين بر خلق هستند)).
23.
((قائم از نظر بدنى قوى است و يارانش نيز چنينند؛ هر يك با چهل مرد برابرند و قلب آنها از آهن محكمتر است و شمشير، باز ندارند تا خداوند خشنود شود))
24.
((
عصاى موسى نزد ماست و براى قائم ما آماده شده ؛ با آن عصا مى كند، آنچه موسى مى كرد))
25.
((
پيراهن يوسف كه ديدگان يعقوب را بينا كرد، نزد قائم ماست ))
26.
((
قائم ما اهل بيت ، روز جمعه خروج مى كند))
27.
((
در مسجدالحرام 313 مرد مى آيند و هر يك از آنها ندا مى كند:
اين مهدى است كه مطابق قضاوت آل داود قضاوت مى كند و بينه نمى خواهد
))

28.
((
هر كس سوره بنى اسرائيل را در هر شب جمعه بخواند، نخواهد مرد تا به خدمت قائم برسد و از يارانش باشد)).
29.
((
وقتى كه قائم ما قيام كند، در حكومتش مساوات بر قرار خواهد كرد و با خلق خدا با عدالت رفتار مى كند. چه نيكوكار باشد و چه زشت كار. آن كه او را اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده و آن كه او را عصيان كند، خدا را عصيان كرده است . او را مهدى ناميده اند؛ چون به حقيقت نهانى هدايت مى كند. تورات و ديگر كتابهاى آسمانى را از غارى در انطاكيه بيرون مى آورد و ميان اهل تورات به تورات و ميان پيروان انجيل به انجيل و ميان اهل زبور به زبور و ميان پيروان قرآن به قرآن قضاوت مى كند. همگى ثروتهاى جهان نزدش جمع مى شود. چه آنچه در روى زمين قرار دارد و چه آنچه در زير زمين جا دارد))
30.
((
فرج در هفتمين كس از فرزندان من است ))
31.
((
قائم ما را دو غيبت است ، يكى از دگرى طولانيتر است )).
32.
((در غيبت كبرى ، مردم امامشان را نمى بينند. او در حج شركت مى كند و مردم را مى بيند، ليكن مردم او را نمى شناسند. از جاى او، مگر خدمتگزارانش ، كسى خبر ندارد))
33.
((
براى صاحب الاءمر دو غيبت است ؛ يكى كوتاه و دگرى طولانى ))
34.حضرتش فرمود:
((
وقتى كه سلمان وارد كوفه شد و آن را ديد، از آينده اش خبر داد و از تسلط بنى اميه در آن شهر سخن گفت . سپس چنين گفت :
((
وقتى كه چنين شد، خانه نشين باشيد تا وقتى كه طاهر بن طاهر بن مطهر (پاكيزه ، پسر پاكيزه ، پسر پاك شده )، گمشده اى كه داراى غيبت است ، ظهور كند))
35.
((
در ميان امامان ، امامى است در زير پرده غيبت نهان ، هنگامى كه خدا بخواهد كه از پس پرده غيبت بيرون آيد و آشكار گردد، در قلبش اثرى بگذرد. آن وقت او به امر خدا قيام خواهد كرد))
36.
((
وقتى كه قائم قيام كند، منادى از آسمان ندا مى كند؛ ندايى كه دوشيزگان در جايگاه خودشان و اهل مشرق و مغرب ، همگان مى شنوند))
37.
((
خداوند مردى را كه از من است و من از او در اين امت مبعوث خواهد كرد و به وسيله او بركات آسمانها و زمين را جارى خواهد ساخت ، آسمان خواهد بود و بارندگى زمين خواهد بود و رويندگى . و زمين را از عدل و داد پر كند؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد)).
38.
((خروج قائم ، امرى ساخت حتمى و قطعى ))
39.
((
شهادت حسين عليه السّلام كه رخ داد، فرشتگان خدمت خدا عرض كردند:
با صفى تو و پسر پيغمبرت چنين مى كنند!
خداوند سايه قائم را به آنها نشان داد و فرمود:
به وسيله او، از ظلم كنندگان به حسين ، انتقام خواهم گرفت
))
.

40. ((آن كه از شما بميرد و به راه ما معتقد باشد، مانند كسى است كه خيمه اش را در لشكر قائم بزند؛ بلكه به منزله كسى است كه در ركابش شمشير بزند، بلكه به منزله كسى است كه در راهش شهيد شود)).
41.
((كسى كه بميرد و منتظر قائم باشد، به منزله كسى است كه در خيمه آن حضرت به سر مى برد))
42. مفضل از حضرتش پرسيد: چه ساعت مهدى منتظر ظهور مى كند؟
فرمود:
((
ساعتش را خدا مى داند و بس ))
43.
((
هنگامى كه قائم ما قيام كند، دين محمد سراسر جهان را فرا مى گيرد و مشركى بر روى زمين باقى نمى ماند))
44.
((
اصحاب مهدى 313 تن هستند به عدد اهل بدر، در ظرف يك ساعت همگان گردش جمع مى شوند)).
45.
((وقتى كه قائم ما قيام كند، مردم را از نو به اسلام دعوت مى كند و آنها را به دينى كه پژمرده شده و اكثريت از آن گمراه شده اند مى خواند. او مهدى ناميده شده ؛ چون قيام به حق مى كند))
46.
((
روزى كه قائم ظهور كند، منادى در آسمان به نام او و به نام پدرش ندا مى كند. نامش نام پيغمبر است و نام پدرش نام وصى پيغمبر))
47.
((
قائم پسر زنى است كه به اسارت گرفته شده است ))
48. حضرت صادق عليه السّلام پيراهن پيغمبر را نشان داد كه آستين چپش ، از دندان شكسته آن حضرت خونى شده بود، و فرمود:
((
قائم اين پيراهن را مى پوشد))
49.
((
قيام قائم روز عاشورا خواهد بود)).
50.
((ارتش قائم بر سه گونه هستند: فرشتگان ، مؤ منان و رعب )).

 51. ((قائم ما وقتى قيام كند، منادى از آسمان ندا مى كند ندايى كه گردنها برايش خم مى شوند و دوشيزگان در جايگاهشان مى شنوند)).
52.
((نوروز، روزى است كه قائم ما اهل بيت در آن روز ظهور مى كند. خداوند او را بر دجال پيروز مى سازد و در كناسه كوفه به دارش مى زند. نوروز از روزهاى ماست پارسيان آن را حفظ كردند و شما آن را ضايع كرديد)).
53.
((سيزده زن با مهدى قائم هستند كه مجروحان را مداوا مى كنند و بيماران را پرستارى ، چنانچه اين گونه زنان با رسول خدا صلى الله عليه و آله بودند)).
54.
((هنگامى كه قائم خروج كند، به مسجدالحرام داخل مى شود و رو به كعبه مى ايستد و به مقام ، پشت مى كند و دو ركعت نماز مى خواند. سپس دستها را بلند كرده به دعا مى پردازد و تضرع و زارى آغاز مى كند و ادامه مى دهد تا به رو بر زمين مى افتد)).

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 20:19  توسط منتظر  | 

بشارات و اشارات 6

از حضرت باقر عليه السّلام
1. ((امامى كه در سال 260 به امامت قيام كند مانند شهاب درخشنده در شب تاريك مى تابد)).
2.
((وقتى قيام كند، خداوند دستش را بر سر بندگان مى گذارد تا عقلشان افزوده گردد))
3.
((
قائم ، روز شنبه ، روز عاشورا، روزى كه حسين در آن روز كشته شد، قيام خواهد كرد)).
4.
((قائم ما كه قيام كند، سيرتش سيرت رسول خدا خواهد بود)).
5.
((قائم آل محمد پنج شباهت به پنج تن از انبيا دارد:
به يونس ، به يوسف ، به موسى ، به عيسى ، به محمد.
شباهتش به يونس ، از جهت ظهورش پس از غيبت و داشتن چهره جوان در سن پيرى .
شباهتش به يوسف ، به خاطر اختفاى از برادران .
شباهتش به موسى ، به جهت ترس و بيم .
شباهتش به عيسى ، از جهت اختلاف امت ؛ و اين كه گروهى گويند زنده و گروهى گويند مرده است . و گروهى گويند كشته شده و به دار آويخته شده است .
شباهتش به مصطفى ، به خاطر قيام به شمشير و كشتن دشمنان خدا و دشمنان رسول خداست
))
.
6.
((وقتى كه قائم ظهور كند، مى گويد: من از شما مردم گريختم ، چون از شما مى ترسيدم . خداوند به من حكومت عطا كرد و مرا از مبعوثان قرار داد)).
7.
((
مهدى از عترت است . غيبتى دارد كه در آن مردم متحير شوند، عده اى گمراه و عده اى رستگار شوند، خوشا به حال آنان كه در خدمتش هستند)).
8.
((قائم پيش از آن كه قيام كند، غيبتى دارد)). عرض شد: چرا؟ فرمود: ((چون جانش مى ترسد)).
9.
((علم به كتاب خدا و سنت نبيش ، در قلب مهدى ما مى رويد. هر كس كه او را زيارت كند، بدو بگويد: ((السلام عليكم اءهل بيت الرحمة و معدن العلم و موضع الرسالة )). ))
10. و در روايتى سلام بر آن حضرت چنين است :
((السلام عليك يا بقية الله فى اءرضه ))
.))
11. ((
خداوند زمين را پس از مردن ، زنده مى سازد.مرگ زمين ، كفر اهل آن است ، و كافر مرده است ))
12.
((من ياران قائم را مى بينم كه گرداگرد حضرتش را فرا گرفته اند و آنچه بر روى زمين است ، حتى درندگان و مرغان شكارى ، مطيع آنها هستند)).
13.
((وقتى كه قائم ما قيام كند، خداوند دست خود را بر سر بندگان مى گذارد، تا خرد و بينش آنها كامل گردد)).
14.
((هر كسى مسبحات  قرآن را پيش از آن كه بخواند، بخواند، نخواهد مرد مگر آن كه به خدمت قائم برسد، و اگر بميرد، در زير سايه محمد صلى الله عليه و آله خواهد بود)).
15.
((خداوند محمد را براى رحمت مبعوث كرد، ولى قائم را براى انتقام مبعوث مى كند)).
16.
((مهدى مردى است از دودمان فاطمه و مردى است گندمگون )).
17.
((آن كس كه بميرد و امامش را بشناسد، مانند كسى است كه در خيمه هاى حضرت قائم به سر مى برد)).
18. حضرت باقر عليه السّلام بخشى از كتاب على عليه السّلام را به عبدالملك بن اعين نشان داد و پرسيد:
((براى چه على اينها را نوشته است ؟)). سپس فرمود: ((مى دانست كه قائم قيام خواهد كرد و بدان عمل مى كند)).
19.
((اصحاب مهدى عليه السّلام 313 تن هستند به عدد اهل بدر، كه در ساعتى معين گرداگرد او جمع مى شوند)).
20.
((در باره آيه ((اءن الارض يرتها عبادى الصالحون )) فرمود: ((آنها اصحاب مهدى در آخر الزمان هستند))
21.
((
وقتى كه قائم قيام كند به عدالت حكومت مى كند و در روزگار او ظلم و جور مى افتد)).
22.
((قائم ما به وسيله رعب پيروز مى شود و با نصر تاءييد مى گردد، زمين برايش در هم فرو مى رود و گنجهاى درونى آن آشكار مى گردد. قدرتش مشرق و مغرب جهان را فرا مى گيرد)).
23.
((از آنچه كه نزد خدا حتمى است و تغيير پذير نيست ، قيام قائم است . كسى كه در اين سخن شك كند، خدا را در حال كفر و جحود ملاقات خواهد كرد. او هفتمين فرد از فرزندان من است . پدرم فداى كسى باد كه زمين را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است ))
24.
((قائم كه قيام كند، خدا او را به وسيله فرشتگان يارى مى كند))
25.
((وقتى كه قائم قيام كند، با مقاومتى از طرف مردم نادان روبرو مى شود، سخت تر از مقاومتى كه نادانها جاهليت با رسول خدا كردند)). عرض شد: چگونه مى شود؟ فرمود: ((رسول خدا با نادانهايى روبرو شد كه سنگ يا چوب تراشيده را عبادت مى كردند. ولى قائم با نادانهايى روبرو مى شود كه قرآن را تاءويل مى كنند، و بدان استدلال مى كنند)). سپس فرمود: ((به خدا سوگند، عدل او در خانه هاى آنها مى رود چنانچه گرما و سرما به درون خانه هاشان مى رود)).
+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 17:17  توسط منتظر  | 

بشارات و اشارات5

از حضرت مجتبى عليه السلام
1. ((هر يك از ما امامان بيعتى از ستمكار زمانش بر گردن دارد، مگر قائم كه عيسى بن مريم ، پشت شرش نماز خواهد خواند. او نهمين فرد از فرزندان برادرم حسين است . در غيبتش عمرى دراز دارد. آن گاه به صورت جوانى كمتر از چهل سال ظهور خواهد كرد؛ چون خداى متعال بر هر چيزى ، توانا و قادر است ))
از حضرت سيد الشهداء عليه السلام
1. ((در نهمين فرزند من سنتى است از يوسف و سنتى است از موسى بن عمران . اوست قائم ما اهل بيت ))
2. ((قائم اين امت ، نهمين فرزند من است كه غيبت خواهد داشت ))

3. ((اگر از عمر دنيا فقط يك روز باقى بماند، خدا آن روز را طولانى خواهد كرد تا مردى از فرزندان من قيام كند و زمين را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد)).

4. حضرتش بر حلقه اى از بنى اميه ، كه در مسجد پيغمبر نشسته بودند، گذر كرد و فرمود:
((دنيا به پايان نخواهد رسيد تا وقتى كه خداوند مردى را از دودمان من مبعوث فرمايد و كيفر شما را بدهد))

از حضرت سجاد عليه السّلام
1. ((قائم ما سنتهايى از پيامبران دارد: سنتى از آدم ، سنتى از نوح ، سنتى از ابراهيم ، سنتى از موسى ، سنتى از عيسى ، سنتى از ايوب ، سنتى از محمد.
سنتش از آدم و نوح ، طول عمرش است . سنتش از ابراهيم در نهان زاييده شدن و از مردم در كنار بودن است ؛ سنتش از موسى ، در ترس و بيم زيستن و غيبت داشتن ، سنتش از عيسى ، اختلاف مردم درباره او، سنتش از ايوب ، فرج و گشايش پس از بلا و بيم ، سنتش از محمد، قيام به شمشير مى باشد))

2. ((قائم ما دو غيبت دارد كه يكى از دگرى طولانيتر خواهد بود)).

3. ((ياران قائم سيصد و سيزده تن هستند؛ مانند ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله در غزوه بدر))

4. ((وقتى كه قائم ما اهل بيت قيام كند، خداوند از شيعيان ما رنج و درد را مى برد و دلهاى آنها را مانند آهن قرار مى دهد و بر هر مردى از آنها نيروى چهل مرد را عطا مى كند و آنان را حاكمان روى زمين قرار مى دهد)).

5. حضرتش اين آيه را تلاوت فرمود: ((وعد الله الذين آمنوا و عملوا الصالحات ليستخلفنهم فى الارض
و گفت : ((به خدا سوگند، اينان شيعيان ما هستند، خداوند به دست مردى از ما چنين خواهد كرد و او مهدى اين امت است )).
و سپس سخن رسول خدا را حكايت كرد كه در فصل فرمايشهاى رسول خدا صلى الله عليه و آله ياد شد.
6. ((قائم با سيصد و سيزده مرد به كوفه مى آيد و بر كوه نجف مستقر مى شود. جبرئيل در سمت راستش و ميكائيل در سمت چپش و اسرافيل جلو رويش قرار دارند. پرچم رسول خدا صلى الله عليه و آله همراه اوست كه آن را افراشته مى كند)).

7. ((قائم خروج مى كند. و وقتى مردم در مكه حضور دارند به آن جا مى رود و در آن جا مى ايستد و ندا مى كند: اى مردم ! من محمد بن الحسن هستم . من پسر نبى الله هستم . شما را دعوت مى كنم و آنچه كه پيغمبر خدا شما را به آن دعوت كرده است )).
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 20:14  توسط منتظر  | 

بشارات و اشارات4

از امير مؤ منان عليه السلام
1. ((يازدهمين نفر از پشت من ، مهدى است كه زمين را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد)).
2.
((زمانى خواهد رسيد كه مسجد كوفه مصلاى مهدى از فرزندان من خواهد بود؛ چنانچه مصلاى هر مؤ منى است )).
3.
((مولودى كه يازدهمين فرد از پشت من و از دودمان من است ، مهدى خواهد بود كه زمين را از عدل پر خواهد ساخت ؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است )).
4. خطاب به فرزندش حسين :
((نهمين فرد از فرزندان تو قائم به حق است و ظاهر كننده دين و گستراننده عدل و داد)).
5. عمر گفت : اى پسر ابوطالب ! از مهدى كه از فرزندان توست ، به من خبر ده . حضرتش بدو خبر داد.

6. بر منبر فرمود:
((از دودمان من در آخرالزمان مردى خروج خواهد كرد كه دو نام دارد: نهانى و آشكار. نام نهانى اش : احمد؛ و نام آشكارش : محمد)).
7.
((خداوند مهدى آل محمد را، پس از آن كه آل محمد رنجها بردند، مبعوث خواهد كرد و آنها را به عزت خواهد رسانيد و دشمنانشان را خوار و ذليل خواهد كرد)).
8. حضرتش نظرى به پسرش حسين كرد و فرمود:
((اين پسر من سيد است و سرور؛ چنانچه خدا او را سيد و سرور نام داده است . از صلب او مردى خروج خواهد كرد كه همنام پيغمبر شماست . از نظر خلق و خلق مانند آن حضرت است . خروجش وقتى است كه مردم در حال غفلت به سر برند و حق ميرانده شده باشد و ظلم و جور آشكار بگردد. از خروج او آسمانيان خشنود مى شوند. زمين را از عدل و داد پر خواهد ساخت ، چنانچه از ظلم و جور پر شده است )).
9. خطاب به مسجد كوفه چنين فرمود:
((خوشا به حال كسانى كه خراب كردن تو را به دست قائم اهل بيت مى بيند. آنها بهترين كس امت هستند، در خدمت نيكوكاران عترت )).
10.
((ياران مهدى همگى جوانند. جز چند تن پير در آنها نيست )).
11.
((خداوند دجالى را در شام ، به دست كسى كه عيسى بن مريم پشت سرش نماز مى خواند، مى كشد. او دوازدهمين نفر از عترت و نهمين تن از دودمان حسين است )).
12.
((هر سر نهانى و راز مگو را قائم ، آشكار مى سازد)).
13.
((من و اين دو پسرم كشته خواهيم شد، ولى خدايكه مردى را از دودمانم در آخرالزمان مبعوث مى كند كه خونخواه ما باشد، و او را غيبتى است )).
14.
((حجت خدا مردم را مى شناسد، ولى مردم او را نمى شناسند، چنانچه يوسف مردم را مى شناخت ، ولى مردم او را نمى شناختند)).
15.
((پدرم فداى كسى باد كه پسر بهترين كنيزان است ، كه قائم از فرزندانش باشد)).
16. در وصيت خويش به فرزندش حسن چنين فرمود:
((تو بر من نماز بخوان و هفت تكبير بگو، كه پس از من براى كسى جايز نيست ، جز براى يكه مردى كه در آخر الزمان خروج مى كند و كجيهايى كه در حق پيدا شده ، راست خواهد ساخت )).
17. در خطبه اى چنين فرمود:
((قائم از دودمان من است ، زمين را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد)).
18.
((در آخرالزمان ، مهدى از ماست ، در هيچ امتى از امم ، مهدى نيست كه انتظارش را بكشند)).
19.
((خوشا به حال سرزمين طالقان ؛ خدا در آن جا گنجهايى نهفته دارد، نه از زر و سيم ، بلكه مردانى هستند مؤ من و خداشناس و آنها انصار مهدى در آخرالزمان هستند)).

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 21:45  توسط منتظر  | 

بشارات و اشارات3

از کتب اهل سنت

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
1 - ((زمين از ظلم و جور پر مى شود. سپس مردى از عترت من خروج خواهد كرد و زمين را از عدل و داد پر خواهد ساخت )).

2 - ((قيامت بر پا نخواهند شد، تا وقتى كه يگانه مردى از اهل بيت من زمين را از عدل پر سازد؛ چنانچه پيش از او از ظلم و جور پر شده باشد)).
3 - ((مهدى از من است ، زمين را از عدل و داد پر خواهد ساخت ؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است )).
4 - ((يكتا مردى از امت خروج مى كند. به سنت من سخن مى گويد. خداى عزوجل ، باران را از آسمان نازل مى كند و زمين را به خاطر او مى روياند و از بركت وجودش زمين از عدل و داد پر مى شود؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده )).
5 - ((مردى از اهل بيت من بر امت من فرمانروا مى شود. عدل را بر زمين مى گستراند؛ چنانچه پيش از او ظلم در آن گسترده شده بود)).
6 - ((زمين از ظلم و جور پر خواهد شد. سپس مردى از اهل بيت من خروج خواهد كرد، تا از عدل و داد پرش سازد؛ چنانچه از ظلم پر شده بود)).
7 - ((بشارت مى دهم شما را به مهدى كه در امت من مبعوث خواهد شد، وقتى كه در ميان مردم اختلافات و لغزشهايى باشد. زمين را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده )).
8 - ((بلايى نصيب اين امت مى شود كه هيچ فردى از دست ظالمان پناهگاهى نمى جويد كه بدان پناه برد. در اين هنگام ، خداوند مردى را از عترت من و اهل بيت من مبعوث مى كند تا زمين را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد. آسمانيان بدان خشنود خواهند شد و زمينيان هم )).
9- ((امت محمد صلى الله عليه و آله به مهدى پناه برند؛ چنانچه زنبوران عسل به ملكه پناه مى برند. زمين را از عدل و داد پر سازد، چنانچه از ظلم و جور پر باشد)).
10 - ((در آخرالزمان ، مردى از دودمان من خروج مى كند. نام او نام من است . كنيه او كنيه من است . زمين را از عدل پر سازد؛ چنانچه از جور پر شده باشد. او مهدى است . بس ))
.
11 - حضرتش دست على را گرفت و فرمود:
((مردى از صلب اين خروج خواهد كرد كه زمين را از عدل و داد پر سازد)).

12 - ((زمين از ظلم و جور پر خواهد شد در اين وقت خداوند مردى را از دودمان من مبعوث خواهد كرد تا از عدل و داد پرش ‍ سازد)).
13 - ((اگر يك روز از عمر زمين باقى بماند، خدا در همان روز مردى را از اهل بيت من مبعوث مى سازد تا زمين را از عدل پر سازد؛ چنانچه از ظلم پر شده باشد)).
14 - ((دنيا پايان نخواهد يافت تا مردى از امت من از دودمان حسين ، زمين را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم پر شده باشد)).
15 - ((اگر از عمر دنيا بجز يك روز باقى نماند، خداوند آن روز را دراز خواهد ساخت تا مردى را از اهل بيت من مبعوث كند تا زمين را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد)).
16 - ((خداوند مردى را از عترت من مبعوث خواهد كرد، تا زمين را از عدل پر سازد)).

17 - ((مهدى از دودمان من است ؛ نامش نام من است ؛ كنيه اش كنيه من ، شبيه ترين مردم از نظر خلق و خلق به من است و داراى غيبتى است ، و حيرتى براى مردم . زمين را از عدل پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده )).

18 - ((على بن ابى اطالب ، امام امت من است ، پس از من ، خليفه من است بر امت من و از دودمان اوست قائم منتظر كه زمين را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم جور پر شده )).
19 - ((مهدى از دودمان من است ؛ غيبتى دارد، و حيرتى براى خلق كه موجب ضلالت آنان مى شود، ذخيره انبيا را مى آورد و زمين را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر باشد)).
20 - ((خلفا و جانشينان من پس از من دوازده نفرند. نخستين آنها برادرم و واپسين آنها فرزندم است ))
. پرسيدند:
يا رسول الله ! برادر شما كيست ؟ فرمود: ((على بن ابى طالب ))
فرمود شما كيست ؟ فرمود: ((مهدى ، كسى كه زمين را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و بيداد پر شده . سوگند به آن كه مرا بحق مبعوث كرده و بشير تا فرزندم مهدى خروج كند. سپس روح الله عيسى از آسمان نزول كند و پشت سر مهدى نماز بخواند و زمين به نور الهى درخشندگى يابد و حكومتش شرق و غرب را فرا گيرد)).

21 - ((من سيد پيامبران هستم و على بن ابى طالب سيد اوصياست و اوصياى پس از من دوازدهند؛ اولشان على بن ابى طالب و دوازدهمين ايشان ، قائم است )).
22 - ((خداوند، مهدى را در ميان امت من مبعوث مى سازد و امتم خوشبخت خواهد شد)).
23 - ((
وقتى مهدى خروج كند فرشته اى بالاى سرش ندا مى كند:
اين مهدى است ؛ از او پيروى كنيد)).

24 - ((اگر يك روز از عمر دنيا باقى بماند، خداوند آن روز را چنان طولانى خواهد كرد تا مردى از دودمان مرا مبعوث گرداند كه نام او، نام من است ))
.
سلمان پرسيد: يا رسول الله ! از كدام فرزندت ؟
فرمود: ((از اين پسرم )) و دستش را بر پشت حسين نهاد.

25 - ((مهدى از ما اهل بيت است ؛ خداوند در يك شب كارش را اصلاح مى كند))

26 - ((مردمانى از مشرق مى كوشند و زمينه را براى دولت مهدى آماده مى سازند))

27 - ((على بن ابى طالب امام امت من و خليفه من است ، پس از من بر امت من . و قائم منتظر از دودمان اوست . كسى كه زمين را از عدل و داد پر كند، چنانچه از ظلم و بيداد پر شده )).

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 16:57  توسط منتظر  | 

بشارات و اشارات 2

از رسول خدا صلى الله و عليه و آله

1- ((قيامت بر پا نخواهد شد تا وقتى كه قائم حق از ما قيام كند و آن ، وقتى است كه خداى عزوجل اذن دهد)).
روز قيام قائم ، از اسرار الهى و راز مگوست ؛ پيغمبر صلى الله عليه و آله يا نمى داند و يا نمى گويد.
2.((دنيا باقى است تا روزى كه مردى از دودمان حسين قيام كند و زمين را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است )).

3.((مهدى از ما اهل بيت است )).

4.(( مهدى از دودمان من است ؛ نامش نام من ، كنيه اش كنيه من ، شبيه ترين فرد از نظر خلق و خلق به من است )).

5 - ((خوشا به حال آن كه به خدمت قائم اهل بيت من برسد)).

6 - ((كسى كه قائم دودمان من را(در زمان غيبتش ) انكار كند، مرا انكار كرده است )).

7 - ((على بن ابى طالب ، امام امت من است و خليفه من بر امت من ، بعد از من است و قائم منتظر از فرزندان اوست . خدا به وسيله او زمين را از عدل و داد پر خواهد ساخت ؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است ))

8 - خداى و تعالى زمين را تحت اختيار ذوالقرنين قرار داد و از هر چيزى بدو عنايتى كرد و حكومت او به مشرق و مغرب رسيد. اين سنت الهى ، در قائم از دودمان من جارى خواهد بود. شرق و غرب عالم در كف با كفايت او قرار خواهد گرفت و هر جايى كه به تصرف ذوالقرنين در آمده ، به تصرف او در خواهد آمد. خداوند گنجهاى زمين و معادن آن را بر او آشكار خواهد ساخت و به وسيله ترس و رعب در دل دشمنان ، او را يارى خواهد كرد تا زمين را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است )).

9. ((قائم از فرزندان من است . نام او نام من است ، كنيه او كنيه من ، شمايل او شمايل من ، سنت او سنت من . مردم را به دين من و شريعت من هدايت مى كند و به كتاب خداى عزوجل مى خواند. كسى كه اطاعتش كند، مرا اطاعت كرده و كسى كه او را عصيان كند، مرا عصيان كرده است . آن كه او را در زمان غيبتش انكار كند، مرا انكار كرده . كسى كه دروغگويش بخواند. مرا دروغگو خوانده و آن كه راستگويش بداند، مرا راستگو دانسته . به خدا شكوه خواهم برد از دست كسانى كه او را تكذيب كنند و منكر سخن و كلامش گردند و امتم را از راه گمراه سازند. و بزودى ستمكاران از سرانجام و عاقبت خود، آگاه خواهند شد)).

10 - ((كسى كه قائم فرزندان مرا انكار كند، مرا انكار كرده است )).

11 - ((مهدى از ذريه من است ، وقتى كه خروج كند عيسى بن مريم براى يارى او نازل مى شود و پشت سرش نماز مى خواند)).

12 - ((قائم ، مردى است از دودمان من . نام او نام من است . خدا او را نگهدارنده من قرار مى دهد. به سنت من عمل مى كند. زمين را از عدل و داد پر مى سازد؛ چنانچه از ظلم و جور و زشتى پر شده است )).

13 - ((قائم را غيبتى است )). عرض شد: يا رسول الله ! چرا؟! فرمود: ((از كشته شدن خوف دارد)).

14 - ((بشارت مى دهم شما را به مهدى كه در ميان امت من مبعوث خواهد شد، وقتى كه مردمانى در تزلزل باشند. زمين را از عدل و داد پر خواهد ساخت ؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است . آسمانيان و زمينيان از وجود او خشنود خواهند شد)).

15 - ((بشارت مى دهم شما را به مهدى ، بشارت مى دهم شما را به مهدى ، بشارت مى دهم شما را به مهدى ، زمين را از عدل و داد پر خواهد ساخت ؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است . اهل آسمان و اهل زمين از ظهور خشنود خواهند شد)).

16 - حضرتش بر منبر چنين فرمود: ((مهدى از عترت من است ، از اهل بيت من است . در آخر الزمان خروج خواهد كرد. آسمان به خاطر او باريدن خواهد گرفت و زمين براى او روييدن مى گيرد. زمين را از عدل پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است )).

17 - ((ما دودمان عبدالمطلب ، سروران اهل بهشت هستيم : من و على و حمزه و جعفر و حسن و حسين و مهدى )).

18 - ((مهدى مردى است از زادگان اين مرد (اشاره فرمود به على بن ابى طالب ) به وسيله او خداوند دروغ را نابود مى سازد و روزگار ظلم و ستم را از جهان مى زدايد و ذلت و خوارى را از گردنهاى شما بر مى دارد))
. سپس فرمود:
((من ، نخستين كس اين امت هستم و مهدى ميان كس است و عيسى واپسين كس آن و بخلى كج در اين ميان است )).

19 - ((مهدى از عترت من است ؛ از دودمان فاطمه )).

20 - حضرتش به فاطمه عليه السّلام فرمود: ((
دختر عزيز من ! هفت چيز به ما اهل بيت عطا شده كه به هيچ كس داده نشده است :
پيغمبر ما بهترين پيغمبران است و او پدر توست .
وصى ما بهترين اوصياست و او شوهر توست .
شهيد ما بهترين شهيدان است و او عموى پدرت ، حمزه است .
و از ما كسى است كه دو بال طاووسى دارد كه كه در بهشت با آنها پرواز مى كند، و او پسر عمويت جعفر است .
و از ماست دو سبط اين امت و آنها دو پسر تو، حسن و حسين هستند.
و سوگند به خدايى كه جز او خدايى نيست ، از ماست مهدى اين امت كه پشت سرش عيسى بن مريم نماز مى خواند))
. آن گاه حضرتش به شانه حسين دست زد و فرمود:
((مهدى از اين ، مهدى از اين است ، مهدى از اين است )).

21 - ((آن گاه كه بندگان خوب خدا در بى قدرتى و نوميدى به سر برند، فرج رخ دهد و قائم ظهور كند؛ نامش نام من است ، نام پدرش نام پسر من است . وى از دودمان دخترم فاطمه است . خداوند حق را به وسيله او آشكار و ظاهر خواهد ساخت و باطل را نابود خواهد كرد)).

22 - ((خداوند مردى را از من و عترت من مبعوث خواهد كرد تا زمين را از عدل پر سازد، چنانچه پيشينيان او از ظلم و جور پرش ‍ كرده باشند. آن گاه زمين اندوخته هاى گرانقدر خود را بيرون خواهد ريخت )).

23 - ((تا قائم ما قيام نكند، قيامت بر پا نخواهد شد و آن وقتى است كه خدا اذن دهد. كسى كه پيرو او باشد، رستگار است و آن كه از او منحرف باشد، هلاك خواهد شد)).

24 - حضرتش به دانشمند يهودى فرمود:
((از ذريه من مهدى است . وقتى كه خروج كند، مسيح عيسى بن مريم براى يارى اش نزول مى كند و پشت سرش نماز مى خواند)).

25 - ((قائم از فرزندان من است . نام او نام من ، كينه اش كينه من ، شمايلش شمايل من ، سنتش سنت من است . مردم را به اطاعت كند، مرا اطاعت كرده و آن كه او را عصيان كند، مرا عصيان كرده . آن كه غيبتش را انكار كند، مرا انكار كرده و كسى كه تكذيبش كند، مرا تكذيب كرده و كسى كه تصديقش كند، مرا تصديق كرده است )).

26 - ((هم اكنون جبرئيل بر من نازل شد و به من خبر داد: قائم كه در آخرالزمان ظهور مى كند و زمين را از عدل پر مى كند، چنانچه از ظلم و جور پر شده است ، از ذريه فرزند تو حسين است )).

27. ((وقتى كه قائم خروج كند منادى در آسمان ندا خواهد كرد: ايهاالناس ! حكومت ستمكاران بر شما قطع شد و بهترين كس از امت محمد، قدرت را در دست گرفت . به سوى او بگراييد. نجباى مصر و صالحان شام و دسته هايى از عراق به سويش مى روند. او از دودمان حسين است )).

28 - روز غدير فرمود: ((اى مردم ! من پيغمبر (شما) هستم و على وصى من است و واپسين امام از امامان از ما، مهدى قائم است )).

29 - به دخترش فاطمه فرمود:
((خداوند پدرت را برگزيد و او را پيامبر قرار داد و على را برگزيد و وصى قرار داد و تو را به او ترويج كرد. و مهدى كه عيسى در پشت سرش نماز مى خواند، از تو و از على است )).

30 - به على عليه السّلام فرمود: ((پسرم از ظالمان بر تو و بر شيعه تو در دنيا انتقام خواهد كشيد و خدا آنان را در جهان دگر عذاب خواهد كرد))
.
سلمان پرسيد: او كيست يا رسول الله ؟
فرمود: ((نهمين كس از فرزندان پسرم ، حسين است كه پس از غيبتى طولانى ، ظهور خواهد كرد

31 - حديث فارسى :
((
على را وزير تو و خليفه تو پس از تو قرار دادم ، بر اهل تو و امتت . و عطيه من آن است كه از صلب تو يازده مهدى خارج مى شوند كه همگان از ذريه تو هستند و از دختر بكرت بتول .
آخرين آنها كسى است كه عيسى بن مريم پشت سرش نماز مى خواند و زمين را از عدل پر سازد، چنانچه از ظلم و جور پر و آكنده شده است )).

مطالبى كه مورد اتفاق اين نصوص و نصوص آينده است و به حد تواتر رسيده به قرار زير مى باشد:
1 - قائم از دودمان رسول خدا و على بن ابى طالب و حسين است ؛
2 - غيبتى طولانى دارد، و غيبتش داراى عللى بسيار است ؛ گفته و ناگفته ؛
3 - زنده است و خروج مى كند، ظهور و قيام و مبعوث كه در نصوص ياد شده ؛
4 - روز قيام و ظهورش ، راز مگوست . پيغمبر يا نمى داند و يا نمى گويد؛
5 - زمين را از عدل و داد پر مى سازد؛ عدل عالمگير؛
6 - عيسى بن مريم از آسمان نزول خواهد كرد و پشت سرش نماز مى خواند؛
7 - نام او نام رسول خداست و كينه اش كينه آن حضرت .
اين ويژگيهاى حضرت مهدى عليه السّلام و براى آن گفته شده كه مردم مهديهاى دروغين را بشناسند و گول آنها را نخورند

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 17:52  توسط منتظر  | 

بشارات و اشارات1

مهدى در قرآن
1 - ((اءتى امر الله فلا تستعجلوه  ))
آيه شريفه در حضور حضرت صادق عليه السّلام تلاوت شد؛ فرمود: اشارتى است به قيام قائم . امر، امر ماست و آن قيام قائم ما آل محمد است . خدا با ما امر فرموده است عجله نكنيم . و اين بار را بر دوش دارد، وقتى كه سه گونه لشكر برايش آماده شود؛ ملائكه و فرشتگان ، مؤ منان و رعب . خروج او مانند خروج رسول خدا از مكه خواهد بود و آن كلام خداست :
((كما اءخرجك ربك من بيتك بالحق
))
2 - ((ففررت منكم لما خفتكم فوهب لى ربى حكما و جعلنى من المرسلين
))
((حضرت صادق فرمود: وقتى كه قائم قيام كند، مردم را مخاطب قرار داده و اين آيه را تلاوت خواهد كرد)).

3 - ((فلما اءحسوا باءسنا اذاهم منها يركصون )).
جابر در باره اين آيه از حضرت باقر مى پرسد. حضرتش مى فرمايد:
((آن وقتى است كه قائم قيام كند)).

اسماعيل بن جابر درباره اين آيه از حضرت صادق عليه السّلام بيان خواهد، حضرت مى فرمايد:
((فلما احسوا باءسنا)) (چون عذاب ما را احساس كردند) يعنى خروج و قيام قائم عليه السّلام را،(( اذاهم منها يركصون)) (در اين وقت آنان رو به فرار گذاشتند) يعنى از گنجهايى كه اندوخته بودند، (( قالوا يا ويلنا انا كنا ظالمين قما زالت تلك دعواهم حتى جعلناهم حصيدا 
)) (گفتند واى بر ما كه ستمگر بوديم و ادعايشان همين بود تا آنها را درو كرديم ) به وسيله شمشير خامدين ، ديده اى كه بيند از آنان نماند.

4 - ((اءن الاءرض يرثها عبادى الصالحون  )) حضرت باقر عليه السّلام فرمودند: ((عباد صالح ، ياران و اصحاب مهدى در آخر الزمان هستند)). 

5 - ((اءذن للذين يقاتلون باءنهم ظلموا و ان الله على نصرهم لقدير )) حضرت باقر فرمود: ((اين درباره قائم و اصحاب اوست )).

6 - ((الذين ان مكناهم فى الارض اءقاموا الصلوة و اتوا الزكوة  ))
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: اين آيه درباره مهدى آل محمد و اءصحاب اوست . خداوند، آنها را مالك شرق و غرب زمين قرار مى دهد و به وسيله مهدى ، دين را آشكار مى سازد و خداوند به وسيله مهدى و اصحابش بدعتها و باطلها را مى ميراند، همچنان كه سفيهان حق را مى راندند.
ديگر اثرى از ظلم و جور باقى نخواهد ماند. آنان به معروف و نيكوكارى امر مى كنند و از منكر و زشتكارى نهى مى كنند. و پايان كارها از آن خداست .

7.((ان نشاء ننزل عليهم من السماء آية فظلت اءعناقهم لها خاضعين
))
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: ((اين آيه درباره قائم آل محمد صلى الله عليه و آله نازل شده كه منادى از آسمان به نام او ندا مى كند)).

8. ((و لنديقنهم من العذاب الادنى دون العذاب الاءكبر
))
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: ((عذاب ادنى گرانى باشد و عذاب اكبر مهدى است كه قائم بالسيف است )). 

9. ((و قالوا آمنا به ... و قد كفروا به من قبل ))
))
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: ((و قالوا آمنا به )) يعنى : آورديم به قيام قائم . ((و قد كفروا به من قبل )) يعنى : و همانا قبلا كافر شده بودند به قيام قائم آل محمد صلى الله عليه و آله .

((فاصبر على ما يقولون 
))
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: ((خطاب الله به رسول خداست كه در برابر تكذيب كنندگانش شكيبا و صبور باشد و من به وسيله مردى كه از توست از آنان انتقام خواهم گرفت و او قائم من است كه او را بر خونهاى ظالمان مسلط كرده ام )). 

10- ((سنريهم آياتنا فى الآفاق و فى اءنفسهم حتى يتبين لهم اءنه الحق ...)) 
))
حضرت صادق عليه السّلام حق را به قائم عليه السّلام تفسير فرمود. 

11- ((و لمن انتصر بعد ظلمه فاءولئك ما عليهم من سبيل 
))
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: ((او قائم است ؛ هنگامى كه قيام كند، بر بنى اميه و بر تكذيب كنندگان و بر ناصبان پيروز خواهد شد)).

12 - ((خاشعين من الذل ينظرون من طرف خفى 
))
13- ((هل ينظرون الا الساعة اءن تاءتيهم بغتة 
))
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: آن ساعت ، ساعت قيام قائم است كه ناگهان ظهور مى كند.
14 - ((فورب السماء و الارض انه لحق 
))
حضرت سجاد عليه السّلام فرمود: ((مقصود از حق ، قيام قائم است )).

15 - ((اعلوا اءن الله يحيى الاءرض بعد موتها
))
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: ((مرگ زمين ، كفر اهل زمين است و كافر، مرده محسوب مى شود و خدا زمين را به وسيله قائم زنده مى كند و در ميان زمينيان به عدل حكم مى كند، پس زمين و اهل آن را بعد از مرگشان زنده مى كند)). 

16 - ((ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون )). 
))
حضرت صادق عليه السّلام ((اين ، هنگام قيام قائم است و وقتى خروج كند، هر كافر و مشركى خروج او را كراهت دارد.

17 - ((فلا اءقسم بالخنس الجور الكنس 
))
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: ((قائم در سال 260 خودش را نهان مى دارد، سپس مانند شهاب ثاقب در شب تاريك ظهور مى كند))

18- ((و الشمس و ضحيها و القمر اذا تلاها و النهار اذا جليها
))
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: ((شمس ، اميرالمؤ منين است و تابش آن ، قيام قائم است و قمر، حسن و حسين هستند و النهار، قيام قائم است )). 

19 - ((و الليل اذا يغشى و النهار اذا تجلى
))
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: ((ليل ، حكومت ابليس و نهار قيام قائم است )).

20 - ((و من قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطانا فلا يسرف فى القتل انه كان منصورا
))
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: ((مقتول مظلوم ، حسين است و مراد از منصور، قائم است كه خدا مهدى را منصور نام داده است ؛ چنانچه رسول خدا را احمد و محمد و محمود خوانده و عيسى را مسيح )).

21 - ((اءين ما تكونوا ياءت بكم الله جميعا
))
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: ((اين آيه درباره اصحاب قائم نازل شده است . آنها شب در بسترهاشان نيستند و در مكه صبح مى كنند و برخى با ابر حركت مى كنند)).
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 16:24  توسط منتظر  | 

چهارى كه مساوى است با يك

راه مهدى ، همان راه محمد صلى الله عليه و آله و على عليه السّلام و راه قرآن است .
در گذشته اى نه چندان دور، راه محمد صلى الله عليه و آله عرضه شد، راه قرآن منتشر گرديد، و راه على نشان داده شد. اينك ، راه مهدى ، چهارمين راه است . چهار راهى كه به يك مقصد منتهى مى شود، و آن حق و حقيقت است
پس چهارى است كه با يك مساوى است .
راه محمد صلى الله عليه و آله ، راه خداست . راه على عليه السّلام ، راه خداست . راه قرآن ، راه خداست . راه مهدى نيز راه خداست .
چهار راهى كه نظير ندارد و بى مانند است .
خانه كعبه ، قبله گاه اهل حق است ؛ چهار سو دارد:
شمال ، جنوب ، مشرق ، مغرب .
به شمالش رو كنيد، به قبله رو كرده ايد. به جنوبش رو كنيد، به قبله رو كرده ايد به مشرقش چنين است . به مغربش چنين است .
قرآن مى گويد:((فاءينما تولوا فثم وجه الله 
))
مسلمانان از چهار سوى جهان ، هنگام نماز به كعبه رو كنند.
مشرقيان به مشرق كعبه ، مغربيان به مغربش ، شمالى پيكران به شمالش ، جنوبى طالعان به جنوبش . و همگان به كعبه نماز مى گزارند با آن كه رو در رو و برابر يكديگر قرار دارند
اين چهار نيز مساوى است با يك .
قبله همگان يكى است و بس .
انحراف از قبله ، انحراف از حق است ؛ انحراف از شريعت است و طريقت است و حقيقت .
راه محمد صلى الله عليه و آله سالك را به حق مى رساند و همان راه قرآن است .
راه على عليه السّلام رهرو را به سوى حق مى كشاند و همان راه محمد صلى الله عليه و آله است .
راه مهدى عليه السّلام نيز چنين است .
و آن راهى است كه از سوى حق تعيين شده است .
پيامبران و اولياى خدا، راهنمايان راه حق بوده و هستند؛ از نظر شماره بسيارند، ولى از نظر هدف يكى هستند.
همه آنها راه حق را نشان داده اند و به سوى حق دعوت كرده اند
راه حق ، صراط مستقيم است و بايد تا رسيدن به مقصد، طى گردد.
انحراف از آن ، در هر قدمى ، انحراف از حق است .
جدا كردن پيامبران از يكديگر، ايمان به يكى و انكار دگرى ، انحراف از حق ، و گرايش به باطل است .
پذيرفتن موسى عليه السّلام و انكار عيسى عليه السّلام نادرست است . ايمان به عيسى و انكار محمد صلى الله عليه و آله ، راهى است باطل و انحراف از حق و حقيقت است .
قرآن مى گويد:
((ان الذين يكفرون بالله و رسله و يريدون ان يفرقوا بين الله و رسله و يقولون نؤ من ببعض و نكفر ببعض و يريدون اءن يتخذوا بين ذلك سبيلا ((150)) اءولئك هم الكافرون حقا و اءعتدنا للكافرين عذابا مهينا ((151)) و الذين آمنوا بالله و رسله و لم يفرقوا بين اءحد منهم اولئك سوف يؤ تيهم اءجورهم و كان الله غفورا رحيما((152)) .))

كسانى كه به خدا و پيامبران كافر مى شوند و مى خواهند ميان خدا و پيامبران جدايى بيندازند و مى گويند به يكى ايمان داريم و به دگرى كافر هستيم و مى خواهند راه ميانه اى پيش گيرند، آنها، به يقين ، كافرانند. و ما براى كافران عذابى خوار كننده آماده كرده ايم .
و كسانى كه به خدا و پيامبرانش ايمان آوردند و ميان پيغمبران جدايى نينداختند، اينان به همين زودى به پاداششان مى رسند. و خدا بسيار آمرزنده و بسيار مهربان است .
در هر گامى ، از راه حق و صراط مستقيم ، انحرافى در پيش است ؛ خواه به چپ باشد و خواه به راست و سالك را از مقصد دور مى كند و به سوى هلاكت مى كشاند. به رسول خدا صلى الله عليه و آله ايمان داشتن و خلفا و جانشينان آن حضرت را انكار كردن و اصل مقدس امامت را ناديده گرفتن ، انحراف از حق است .
حضرت على عليه السّلام را پذيرفتن و از امامت دو سرور جوانان اهل بهشت بى خبر بودن ، انحراف از راه حق است .
پنج تن را پذيرفتن و با دگران سر و كار نداشتن ، انحراف از حق است .
شش امامى بودن ، انحراف است . هفت امامى شدن ، انحراف است .
دوازده امامى بودن ، صراط مستقيم است و بس .
بر دوازده افزودن ، انحراف است .
جانشينان رسول خدا، دوازده هستند بى كاهش و بى افزايش .
راه خدا همين است و راه مهدى چنين است .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 19:8  توسط منتظر  | 

رسول اكرم (ص ) و نشانه هاى ظهور

(( عن السكونى عن ابى عبدالله عليه السلام قال : قال رسول الله عليه و آله سياتى على امتى زمان تخبث فيه سرائر هم و تحسن فيه علانيتهم ظمعا فى الدنيا لا يريدون به ما عند الله عزوجل يكون امرهم رياء لا يخالطه خوف يعلمهم الله منه بعقاب فيدعونه دعاء الغريق فلا يستجاب لهم .
سكونى از امام جعفر صادق (ع ) نقل مى كند كه رسول خدا ص فرمود بر امت من زمانى بيايد كه باطن آنها پليد و ظاهرشان به جهت طمع در دنيا آراسته باشد و خداوند را در نظر ندارند عمل آنها ريا است و از او نمى ترسند . خداوند نيز همه آنان را عقوبت خواهد كرد و هر چه دعا كنند حتى غريق مستجاب نخواهد شد .
از اين روايت علامت براى ظهور حضرت بقية الله ارواحنا الفداء آن هم از زبان آوردنده اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله نقل كرده اند .
1 - دلها مملو از خبائث و صفات رذيله مى شود .
2 - مردم تظاهر به خوبيها مى كنند در حالى كه دلشان از خوبيها خالى است
3 - هدف از اين تظاهرات فرورفتن در كثافات اخلاقى دنيا و تعينات آن است
4 - كارهاى آنها اكر چه به صورت عبادت است اما براى غير خدا انجام مى شود (ريا)
5 - توجهى به عالم آخرت نخواهند داشت و از خداوند نمى ترسند .
6 - به جهت اين صفات خداوند آنها را عقاب مى كند به بلاهاى اجتماعى از قبيل جنگ گرفتار ظلم شدن گرانى سلب بركت و ...
7 - در اين موقع هر چه دعا كنند حتى دعاى غريق هم مستجاب نخواهد شد

رسول خدا صلى الله عليه و آله در روايتى در مورد نشانه هاى ظهور مهدى روحى له الفداء مى فرمايند:
سياتى زمان على امتى لا يبقى من القران الا رسمه و لا من الاسلام الا اسمه يسمون به وهم ابعد الناس منه مساجد هم عامره و هى خراب من الهدى فقهاء ذلك الزمان شرفقهاء تحت ظل السماء منهم خرجت الفتنه و اليهم تعود .

بزودى زمانى بر امت من فرارسد كه از قرآن جز رسم و از اسلام جز اسم باقى نماند آنان به نام مسلمانان خوانده مى شوند در حالى كه دورترين مردم از اسلام اند مساجد آنان آباد و از هدايت خراب (خالى ) است فقهاى آن زمان بدترين فقها در زير آسمان اند فتنه از ايشان آغاز مى شود و به آنان باز مى گردد
وجود مبارك منجى عالم بشريت حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله و سلم در اين حديث كه در حقيقت آيينه اى است كه دنياى اسلام و مردم آن را نشان مى دهد و اين خود معجزه اى است از آن بزرگوار به جند علامت در ارتباط با ظهور فرزند عزيزش اشاره فرموده است :
1 - محتوى و حقايق حياتبخش قرآن متروك و فقط اسمى از آن مى ماند.
2 - از اسلام نامى مى ماند و قوانينن جامع و كامل آن به حالت تعطيل در مى آيد و به انزوا سپرده مى شود .

3 - تقريبا يك چهارم از جمعيت دنيا ادعاى مسلمانى مى كنند در صورتى كه عملا از اسلام بيگانه اند.
4 - مساجدشان از نظر بنيان و جهات ظاهرى آباد اما از لحاظ تقوا ويران است . مساجد مركز غيبت ، تهمت ، ريختن آبروى مردم و بدعتها - البته به صورتهاى مختلف - شده است .
5 - فقها و دانشمندان بدترين دانشمندانى هستند كه در زير اين آسمان بسر مى برند . با تاملى كوتاه درباره عالم نماهاى زمان خودمان و فسادى كه در اجتماع كرده اند معنى روايات معلوم مى شود .
6 - تمام فتنه ها از ناحيه علماى سوء است و بازگشت آنها نيز به خودشان خواهد بود . ((
اذا فسد العالم فسد العالم ))
رسول اكرم ص مى فرمايد هرگاه دانشمندى راه فساد را پيش ‍ بگيرد جهانى را به تباهى مى كشد . زيرا مردم اين دسته از افراد راالگو و سمبل دين مى دانند .
خواننده گرامى ! نا گفته نماند كه از نظر منطق و برهان ، هميشه حساب مكتب ، از اشخاص جداست .
امام صادق (ع ) به نقل از پدران مكرم خود ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين مى فرمايد:
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : (ان ) الاسلام بدا غريبا و سيعود غريبا كما بدا فطوبى للغرباء .

رسول خدا ص فرمودند: اسلام در ابتدا غريب و تنها بود و بزودى نيز همچون زمان پيدايش غريب و تنها خواهد شد . خوشا به حال تنهايان و غربا .
خواننده ارجمند! اسلام عزيز ما در ابتدا بسيار غريب بود و فقط يك اقليت از آن استقبال كردند . در آخر الزمان نيز چنان خواهد شد، كما اينكه اكنون
نيز اينچنين است و با اين همه امكانات نظامى ، اقتصادى و انسانى كه در جهان اسلام وجود دارد، مع الوصف ، مسلمين در چنگال ستمگران و كفارى مانند اسرائيل بسر مى برند . دليل بر اثبات عرض ما وضع موجود دنياى اسلام است و در روايات بالا تحت عنوان نشانه هاى ظهور دولت حق ، رسول اكرم ص به غربت مجدد اسلام اشاره فرموده و در ضمن كلمه ((
فطوبى للغرباء ))
بشارت پيروزى اسلام را داده اند (البته بشارت ضمنى ) . آرى ، اسلام در ابتداى امر واقعا غريب بود، درست مانند كسى كه وارد شهرى بشود، آشنايى نداشته باشد و پولى هم همراه نداشته باشد كه بتواند خودش را اداره كند و زبانش هم با مردم آن شهر يكى نباشد، همچنانكه زبان اسلام زبان توحيد بود در خالى كه زبان مردم لسان كفر و الحاد و بت پرستى بود و پيامبر بزرگوار فرمودند در آخرالزمان هم اين طور خواهد شد .
خواننده محترم ! ملاحظه مى فرماييد زبان اسلام در دنياى ما نيز زبان صلح ، عدالت ، ايمان ، امنيت و برادرى است ، در حالى كه در جهان كنونى ، اعمال مردم بر خلاف اين برنامه هاست .
از امام صادق (ع ) منقول است كه رسول خدا ص فرمودند: من ابغضنا اهل البيت بعثه الله يهوديا قيل يا رسول الله و ان شهد الشهادتين ؟ قال نعم انما احتجب بهاتين الكلمتين عند سفك دمه او يودى الجزية و هو صاغر ثم قال ابغضنا اهل البيت بعثه الله يهوديا قيل و كيف يا رسول الله ؟
قال ان ادرك الدجال آمن به .

هر كه ما اهل بيت را دشمن دارد خداوند (عزوجل ) او را يهودى برانگيزد .سؤال شد: يا رسول الله ! اگر چه شهادتين بگويد؟ فرمودند: بله . در نتيجه دو كلمه شهادت (اشهد ان لا الله و اشهد ان محمد رسول الله ) فقط جان او محفوظ مى ماند و يا از پرداخت جزيه معاف مى شود . سپس ادامه دادند: هر كسى كه ما اهل بيت را دشمن بدارد خداوند او را يهودى بر انگيزد . پرسيدند: چگونه اى رسول خدا؟ فرمودند: اگر زمان دجال را دريابد به او ايمان آورد .
در اين روايت ، پيامبر بزرگوار اسلام (ص ) پس از اشاره به وظيفه مردم در ارتباط با اهل بيت (ع ) و نيز زيان دشمنى با خاندان گرامى اش ، به خروج دجال كه از علائم ظهور حضرت بقيه الله روحى له الفدا است ، اشاره فرموده اند . بنابراين ، زيان دشمنى با اهل بيت سلام الله عليهم اجمعين را مى توان اين گونه خلاصه كرد:
1 - محشور شدن در روز قيامت با يهوديان .
2 - حسرت و پشيمانى كه در سايه قطع ارتباط با خاندان وحى دامنگير انسان مى شود .
3 - از دست دادن نعمتهاى ابدى خداوند .
4 - مخلد بودن در آتش جهنم .
5 - محروميت از مصاحبت با ذوات مقدسه معصومين سلام الله عليهم اجمعين . رسول مكرم (ص ) خبر از قيام مهدى روحى له الفدا مى دهد و از آن حضرت به نام خاتمه دهنده به دين چنين مى فرمايد:
(( المهدى منا يختم الدين به كما فتح بنا ... (و اخرج الحاكم فى صحيحه ) يحل بامتى فى آخر الزمان بلاء شديد من سلطانهم لم يسمع بلاء اشد منه حتى لايجد الرجل ملجا فيبعث الله رجلا من عترتى اهل بيتى يملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما وجورا و ساكن السماء و ترسل السماء قطرها و تخرج الارض نباتها . ))

همچنانكه دين به وسيله من آغاز شد، توسط فرزندم مهدى (ع ) خاتمه مى يابد ... در آخر الزمان امت من در سايه زمامدارى ستمگر به بلاهايى مبتلا مى شوند كه مانند آن را نشنيده اند و به اندازه اى عرصه بر مردم تنگ مى شود كه پناهگاهى براى خود پيدا نمى كنند . در اين هنگام خداوند مردى از عترت و ظلم و جور شده باشد . از ويژگيهاى او اين است كه اهل زمين و ساكنان آسمانها او را دوست مى دارند و آسمان بارانهاى خودش را مى بارد و زمين بركاتش را در اختيار مردم قرار مى دهد .
(( سيجى ء فى آخر الزمان اقوام تكون وجوههم وجوه الآدميين و قلوبهم قلوب الشياطين امثال الذئاب الضوارى ليس فى قلوبهم شى ء من الرحمه سفاكين للدماء و لا يرعون عن قبيح ان تابعتهم واروك و ان تواريت عنهم اغتابوك و ان حد ثوك كذبوك و ان ائتمنتهم خانوك صبيهم عارم و شابهم شاطر و شيخهم لايامر بمعروف و لا ينهى عن منكر الاعتزازبهم ذل و طلب ما فى ايديهم فقر الحليم فيهم غاو و الامر فيهم بالمعروف متهم المؤ من فيهم مستضعف و الفاسق فيهم مشرف السنه فيهم بدعه و البدعه فيهم سنه فعند ذلك يسلط الله عليهم شرارهم و يدعو خيارهم فلايستجاب لهم . ))

در آخر الزمان مردمانى بيايند كه از نظر ظاهر، سيماى آدميان را دارند، اما دلهايشان مانند قلبهاى شيطانها است (پر از خود خواهى و تكبر و غرور و امثال اينها است ) . مانند گرگهاى درنده دلشان خالى از رحمت و عطوفت انسانى باشد، قتل و خونريزى براى آنها يك امر بسيار ساده و بى اهميت خواهد بود و از كارهاى زشت دورى نمى كنند . اگر از آنها متابعت كنى تو را از خود مى رانند و اگر از آنان فاصله بگيرى تو را مورد غيبت و عيبجوى قرار مى دهند،
اگر با تو سخن گويند دروغ مى گويند و اگر آن مردم را امين خويش قرار دادى به تو خيانت مى كنند . بچه هاى آنها با ناز و نخوت زندگى مى كنند و جوانانشان بيباك و از خود راضى اند چندان كه مردم را از بى تربيتى خويش عاجز مى كنند . پيروان آنها امر به خوبيها و نهى از بديها نمى كنند . عزت جستن به وسيله آنها ذلت و خوارى است ، مطالبه موجودى آنها فقر و ناتوانى است . شخص عاقل در ميان آنها گمراه به شمار مى آيد و امر به معروف كننده مورد تهمت و افترا قرار مى گيرد . افراد با ايمان و صاحبان تقوا در ميان ايشان ضعيف خواهند بود، اما افراد فاسق در ميان آنها با شخصيت حساب مى شوند . كارهاى خوب و سنتهاى الهى در ميان اين جمعيت بدعت محسوب مى شود و از طرفى بدعت در ميان آنها سنت به حساب مى آيد . در چنين زمانى كه مردمش داراى چنين خصوصيات اخلاقى شده اند، خداوند اشرار و مردم بد را بر آنها مسلط مى كند و ديگر دعاوى خوبان اجابت نخواهد شد .
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 23:13  توسط منتظر  | 

رسول اكرم (ص ) و نشانه هاى ظهور

(( عن السكونى عن ابى عبدالله عليه السلام قال : قال رسول الله عليه و آله سياتى على امتى زمان تخبث فيه سرائر هم و تحسن فيه علانيتهم ظمعا فى الدنيا لا يريدون به ما عند الله عزوجل يكون امرهم رياء لا يخالطه خوف يعلمهم الله منه بعقاب فيدعونه دعاء الغريق فلا يستجاب لهم .
سكونى از امام جعفر صادق (ع ) نقل مى كند كه رسول خدا ص فرمود بر امت من زمانى بيايد كه باطن آنها پليد و ظاهرشان به جهت طمع در دنيا آراسته باشد و خداوند را در نظر ندارند عمل آنها ريا است و از او نمى ترسند . خداوند نيز همه آنان را عقوبت خواهد كرد و هر چه دعا كنند حتى غريق مستجاب نخواهد شد .
از اين روايت علامت براى ظهور حضرت بقية الله ارواحنا الفداء آن هم از زبان آوردنده اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله نقل كرده اند .
1 - دلها مملو از خبائث و صفات رذيله مى شود .
2 - مردم تظاهر به خوبيها مى كنند در حالى كه دلشان از خوبيها خالى است
3 - هدف از اين تظاهرات فرورفتن در كثافات اخلاقى دنيا و تعينات آن است
4 - كارهاى آنها اكر چه به صورت عبادت است اما براى غير خدا انجام مى شود (ريا)
5 - توجهى به عالم آخرت نخواهند داشت و از خداوند نمى ترسند .
6 - به جهت اين صفات خداوند آنها را عقاب مى كند به بلاهاى اجتماعى از قبيل جنگ گرفتار ظلم شدن گرانى سلب بركت و ...
7 - در اين موقع هر چه دعا كنند حتى دعاى غريق هم مستجاب نخواهد شد

رسول خدا صلى الله عليه و آله در روايتى در مورد نشانه هاى ظهور مهدى روحى له الفداء مى فرمايند:
سياتى زمان على امتى لا يبقى من القران الا رسمه و لا من الاسلام الا اسمه يسمون به وهم ابعد الناس منه مساجد هم عامره و هى خراب من الهدى فقهاء ذلك الزمان شرفقهاء تحت ظل السماء منهم خرجت الفتنه و اليهم تعود .

بزودى زمانى بر امت من فرارسد كه از قرآن جز رسم و از اسلام جز اسم باقى نماند آنان به نام مسلمانان خوانده مى شوند در حالى كه دورترين مردم از اسلام اند مساجد آنان آباد و از هدايت خراب (خالى ) است فقهاى آن زمان بدترين فقها در زير آسمان اند فتنه از ايشان آغاز مى شود و به آنان باز مى گردد
وجود مبارك منجى عالم بشريت حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله و سلم در اين حديث كه در حقيقت آيينه اى است كه دنياى اسلام و مردم آن را نشان مى دهد و اين خود معجزه اى است از آن بزرگوار به جند علامت در ارتباط با ظهور فرزند عزيزش اشاره فرموده است :
1 - محتوى و حقايق حياتبخش قرآن متروك و فقط اسمى از آن مى ماند.
2 - از اسلام نامى مى ماند و قوانينن جامع و كامل آن به حالت تعطيل در مى آيد و به انزوا سپرده مى شود .

3 - تقريبا يك چهارم از جمعيت دنيا ادعاى مسلمانى مى كنند در صورتى كه عملا از اسلام بيگانه اند.
4 - مساجدشان از نظر بنيان و جهات ظاهرى آباد اما از لحاظ تقوا ويران است . مساجد مركز غيبت ، تهمت ، ريختن آبروى مردم و بدعتها - البته به صورتهاى مختلف - شده است .
5 - فقها و دانشمندان بدترين دانشمندانى هستند كه در زير اين آسمان بسر مى برند . با تاملى كوتاه درباره عالم نماهاى زمان خودمان و فسادى كه در اجتماع كرده اند معنى روايات معلوم مى شود .
6 - تمام فتنه ها از ناحيه علماى سوء است و بازگشت آنها نيز به خودشان خواهد بود . ((
اذا فسد العالم فسد العالم ))
رسول اكرم ص مى فرمايد هرگاه دانشمندى راه فساد را پيش ‍ بگيرد جهانى را به تباهى مى كشد . زيرا مردم اين دسته از افراد راالگو و سمبل دين مى دانند .
خواننده گرامى ! نا گفته نماند كه از نظر منطق و برهان ، هميشه حساب مكتب ، از اشخاص جداست .
امام صادق (ع ) به نقل از پدران مكرم خود ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين مى فرمايد:
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : (ان ) الاسلام بدا غريبا و سيعود غريبا كما بدا فطوبى للغرباء .

رسول خدا ص فرمودند: اسلام در ابتدا غريب و تنها بود و بزودى نيز همچون زمان پيدايش غريب و تنها خواهد شد . خوشا به حال تنهايان و غربا .
خواننده ارجمند! اسلام عزيز ما در ابتدا بسيار غريب بود و فقط يك اقليت از آن استقبال كردند . در آخر الزمان نيز چنان خواهد شد، كما اينكه اكنون
نيز اينچنين است و با اين همه امكانات نظامى ، اقتصادى و انسانى كه در جهان اسلام وجود دارد، مع الوصف ، مسلمين در چنگال ستمگران و كفارى مانند اسرائيل بسر مى برند . دليل بر اثبات عرض ما وضع موجود دنياى اسلام است و در روايات بالا تحت عنوان نشانه هاى ظهور دولت حق ، رسول اكرم ص به غربت مجدد اسلام اشاره فرموده و در ضمن كلمه ((
فطوبى للغرباء ))
بشارت پيروزى اسلام را داده اند (البته بشارت ضمنى ) . آرى ، اسلام در ابتداى امر واقعا غريب بود، درست مانند كسى كه وارد شهرى بشود، آشنايى نداشته باشد و پولى هم همراه نداشته باشد كه بتواند خودش را اداره كند و زبانش هم با مردم آن شهر يكى نباشد، همچنانكه زبان اسلام زبان توحيد بود در خالى كه زبان مردم لسان كفر و الحاد و بت پرستى بود و پيامبر بزرگوار فرمودند در آخرالزمان هم اين طور خواهد شد .
خواننده محترم ! ملاحظه مى فرماييد زبان اسلام در دنياى ما نيز زبان صلح ، عدالت ، ايمان ، امنيت و برادرى است ، در حالى كه در جهان كنونى ، اعمال مردم بر خلاف اين برنامه هاست .
از امام صادق (ع ) منقول است كه رسول خدا ص فرمودند: من ابغضنا اهل البيت بعثه الله يهوديا قيل يا رسول الله و ان شهد الشهادتين ؟ قال نعم انما احتجب بهاتين الكلمتين عند سفك دمه او يودى الجزية و هو صاغر ثم قال ابغضنا اهل البيت بعثه الله يهوديا قيل و كيف يا رسول الله ؟
قال ان ادرك الدجال آمن به .

هر كه ما اهل بيت را دشمن دارد خداوند (عزوجل ) او را يهودى برانگيزد .سؤال شد: يا رسول الله ! اگر چه شهادتين بگويد؟ فرمودند: بله . در نتيجه دو كلمه شهادت (اشهد ان لا الله و اشهد ان محمد رسول الله ) فقط جان او محفوظ مى ماند و يا از پرداخت جزيه معاف مى شود . سپس ادامه دادند: هر كسى كه ما اهل بيت را دشمن بدارد خداوند او را يهودى بر انگيزد . پرسيدند: چگونه اى رسول خدا؟ فرمودند: اگر زمان دجال را دريابد به او ايمان آورد .
در اين روايت ، پيامبر بزرگوار اسلام (ص ) پس از اشاره به وظيفه مردم در ارتباط با اهل بيت (ع ) و نيز زيان دشمنى با خاندان گرامى اش ، به خروج دجال كه از علائم ظهور حضرت بقيه الله روحى له الفدا است ، اشاره فرموده اند . بنابراين ، زيان دشمنى با اهل بيت سلام الله عليهم اجمعين را مى توان اين گونه خلاصه كرد:
1 - محشور شدن در روز قيامت با يهوديان .
2 - حسرت و پشيمانى كه در سايه قطع ارتباط با خاندان وحى دامنگير انسان مى شود .
3 - از دست دادن نعمتهاى ابدى خداوند .
4 - مخلد بودن در آتش جهنم .
5 - محروميت از مصاحبت با ذوات مقدسه معصومين سلام الله عليهم اجمعين . رسول مكرم (ص ) خبر از قيام مهدى روحى له الفدا مى دهد و از آن حضرت به نام خاتمه دهنده به دين چنين مى فرمايد:
(( المهدى منا يختم الدين به كما فتح بنا ... (و اخرج الحاكم فى صحيحه ) يحل بامتى فى آخر الزمان بلاء شديد من سلطانهم لم يسمع بلاء اشد منه حتى لايجد الرجل ملجا فيبعث الله رجلا من عترتى اهل بيتى يملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما وجورا و ساكن السماء و ترسل السماء قطرها و تخرج الارض نباتها . ))

همچنانكه دين به وسيله من آغاز شد، توسط فرزندم مهدى (ع ) خاتمه مى يابد ... در آخر الزمان امت من در سايه زمامدارى ستمگر به بلاهايى مبتلا مى شوند كه مانند آن را نشنيده اند و به اندازه اى عرصه بر مردم تنگ مى شود كه پناهگاهى براى خود پيدا نمى كنند . در اين هنگام خداوند مردى از عترت و ظلم و جور شده باشد . از ويژگيهاى او اين است كه اهل زمين و ساكنان آسمانها او را دوست مى دارند و آسمان بارانهاى خودش را مى بارد و زمين بركاتش را در اختيار مردم قرار مى دهد .
(( سيجى ء فى آخر الزمان اقوام تكون وجوههم وجوه الآدميين و قلوبهم قلوب الشياطين امثال الذئاب الضوارى ليس فى قلوبهم شى ء من الرحمه سفاكين للدماء و لا يرعون عن قبيح ان تابعتهم واروك و ان تواريت عنهم اغتابوك و ان حد ثوك كذبوك و ان ائتمنتهم خانوك صبيهم عارم و شابهم شاطر و شيخهم لايامر بمعروف و لا ينهى عن منكر الاعتزازبهم ذل و طلب ما فى ايديهم فقر الحليم فيهم غاو و الامر فيهم بالمعروف متهم المؤ من فيهم مستضعف و الفاسق فيهم مشرف السنه فيهم بدعه و البدعه فيهم سنه فعند ذلك يسلط الله عليهم شرارهم و يدعو خيارهم فلايستجاب لهم . ))

در آخر الزمان مردمانى بيايند كه از نظر ظاهر، سيماى آدميان را دارند، اما دلهايشان مانند قلبهاى شيطانها است (پر از خود خواهى و تكبر و غرور و امثال اينها است ) . مانند گرگهاى درنده دلشان خالى از رحمت و عطوفت انسانى باشد، قتل و خونريزى براى آنها يك امر بسيار ساده و بى اهميت خواهد بود و از كارهاى زشت دورى نمى كنند . اگر از آنها متابعت كنى تو را از خود مى رانند و اگر از آنان فاصله بگيرى تو را مورد غيبت و عيبجوى قرار مى دهند،
اگر با تو سخن گويند دروغ مى گويند و اگر آن مردم را امين خويش قرار دادى به تو خيانت مى كنند . بچه هاى آنها با ناز و نخوت زندگى مى كنند و جوانانشان بيباك و از خود راضى اند چندان كه مردم را از بى تربيتى خويش عاجز مى كنند . پيروان آنها امر به خوبيها و نهى از بديها نمى كنند . عزت جستن به وسيله آنها ذلت و خوارى است ، مطالبه موجودى آنها فقر و ناتوانى است . شخص عاقل در ميان آنها گمراه به شمار مى آيد و امر به معروف كننده مورد تهمت و افترا قرار مى گيرد . افراد با ايمان و صاحبان تقوا در ميان ايشان ضعيف خواهند بود، اما افراد فاسق در ميان آنها با شخصيت حساب مى شوند . كارهاى خوب و سنتهاى الهى در ميان اين جمعيت بدعت محسوب مى شود و از طرفى بدعت در ميان آنها سنت به حساب مى آيد . در چنين زمانى كه مردمش داراى چنين خصوصيات اخلاقى شده اند، خداوند اشرار و مردم بد را بر آنها مسلط مى كند و ديگر دعاوى خوبان اجابت نخواهد شد .
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 23:9  توسط منتظر  | 

آيا امام عصر عجل الله تعالى فرجه زمان ظهورش را مى داند؟

قرآن كريم و نشانه هاى ظهور حضرت مهدىعجل الله تعالى فرجه
آنچه در قرآن كريم از طرف خداوند بزرگ به وسيله رسول اكرم صلى الله عليه و آله به ما رسيده واجب الاطاعه است و كوچكترين ترديدى درباره آن نبايد داشت ، چرا كه از منبع علم خداوندى سرچشمه گرفته است . از جمله بشارتهايى كه در قرآن مجيد در ضمن آياتى داده شده مساءله قيام جهانى حضرت بقية الله ارواحنا له الفداء و سيطره عدل و داد در عالم بعد از پر شدن آن از ظلم و جور است كه مرحوم علامه نورى در مقدمه كتاب شريف ((كشف الاءستار)) ادعاى تواتر، از فريقين (شيعه و سنى ) فرموده است و اين نتيجه به دست مى آيد كه بايد ظلم و تباهى از سرتاسر جهان محو گردد و جهان از عدالت پر شود، نه اينكه به خيال خام بعضى از نويسندگان ، عدالت در حكومت حضرت مهدى سلام اللّه عليه تغليبى باشد و همچنان افراد شرور، كم يا زياد، در اجتماع ديده شوند. خير، طبق نص صريح آيات قرآن و تفاسير رسيده از اهل بيت عصمت و طهارت سلام اللّه عليهم اجمعين پس از پر شدن عالم از ظلم و جور، قسط عدل بر آن حاكميت خواهد يافت و همان گونه كه عرض شد در اين زمينه بزرگان مذهب نظير علامه نورى و ديگران نيز دعوى تواتر نموده اند. بنابراين ، ديگر جايى براى عدالت تغليبى و طرفداران آن نمى ماند.
نشانه هاى پيدايش اين حكومت
سنريهم آياتنا فى الافاق و فى انفسهم حتى يتبين لهم انه الحق اولم يكف بربك انه على كل شى ء شهيد.

بزودى آيات و نشانه هايى از قدرت خود را در صحنه گيتى و در (كشور) وجودشان بدانها نشان خواهيم داد، تا بر آنها آشكار شود كه حق است .
ممكن است نشانه هاى آفاقى همان صيحه آسمانى باشد و منظور از آيات انفسى همان رعب و ترس باشد كه در دلها جاى مى گيرد.
خواننده عزيز!
تا اين ساعت چنين علائم و نشانه هايى كه براى بشر تمام مجهولات را از بين ببرد و پرده از روى حقايق و ملكوت عالم بردارد به نحوى كه حق آشكار و باطل نابود شود، در صحنه گيتى ديده نشده است و با توجه به اينكه خداوند خلف وعده نخواهد فرمود و حتما بايد اين كار بشود، غير از قيام آخرين نماينده و سفير اعظم او حضرت بقية الله روحى و ارواح العالمين له الفداء نشانه ديگرى نخواهد بود.
و لنبونكم بشى ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين .

و هر آينه شما را به وسيله ترس و گرسنگى و نقص در مالها و جانها و ميوه ها مى آزماييم ، و صبركنندگان را بشارت ده .
محمد بن مسلم از امام صادق عليه السّلام روايت مى كند كه پيش از قيام مهدى ما سلام اللّه عليه مردم به انواع بلاها مبتلا مى شوند و موفقيت با صابران است .
به طور خلاصه علائم و نشانه هاى قبل از ظهور در اين روايات عبارت است از:
1. وحشت و اضطرابى كه در حال حاضر در ميان مردم بعضى از كشورهاى اسلامى ديده مى شود.
2. گرسنگى و قحطى كه در بعضى كشورهاى جهان مشهود است و به طور متوسط روزانه چند صد هزارتن از گرسنگى مى ميرند (مانند بعضى از قسمتهاى افريقا و هندوستان ).
3. فساد در تجارت و بازرگانى و كمبود درآمد بعضى از اقشار جامعه كه به ويژه در ايران ما مشهود است .
4. تلفات جانى مانند تلفات در جنگ ايران و عراق و نقصان زراعت و ميوه جات ناشى از آفات و كمى بركت آنها.
اكنون به اصل روايت كه از امام صادق عزيز ما - كه سلام خداوند بر ايشان باد - نقل كرده اند، توجه فرماييد:
عن محمد بن مسلم عن ابى عبدالله جعفر بن محمد عليهما السلام اءنه قال ان قدام قيام القائم علامات بلوى من الله تعالى لعباده المؤ منين قلت و ما هى قال ذلك قول الله عزوجل ((
و لنبلونكم بشى ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين )) قال لنبلونكم (يعنى المؤ منين ) بشى ء من الخوف من ملوك بنى فلان فى آخر سلطانهم (والجوع ) بغلاء اسعارهم (و نقص من الاموال ) فساد التجارات و قلة الفضل فيها (والانفس ) قال موت ذريع (والثمرات ) قلة ريع ما يزرع و قلة بركة الثمار (و بشر الصابرين ) عند ذلك بخروج القائم عليه السّلام ثم قال لى يا محمد هذا تاءويله ان الله عزوجل يقول ((و ما يعلم تاءويله الا الله و الراسخون فى العلم )).
محمد بن مسلم از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است كه امام فرمودند: پيش از قيام قائم نشانه هايى است جهت آزمايش از جانب خداوند نسبت به بندگان مؤ منش . عرض ‍ كردم : آن نشانه ها چيست ؟ فرمود: آن ، گفتار خداوند عزوجل است كه فرمود:(( و لنبلونكم بشى ء)). فرمود: ((لنبلونكم ))يعنى هر آينه بيازماييم شما مؤ منان را ((بشى ء من الخوف ))به مقدارى و چيزى از ترس از ملوك بنى فلان (بنى عباس ) در پايان زمامداريشان و((الجوع ))و گرسنگى به خاطر بالا بودن قيمتها (( و نقص من الاموال )) و كاستى از مالها (يعنى ) فساد تجارتها (( والانفس ))و جان ها (يعنى ) مرگ سريع ((والثمرات )) و محصولات (يعنى ) كم شدن كشاورزى و كمبود بركت محصولات (( و بشرالصابرين )) (يعنى ) بشارت ده صابران را در چنين وقت به خروج قائم عليه السّلام . سپس به من فرمود: اى محمد! اين است تاءويل قول خداوند عزوجل كه مى فرمايد: (( و ما يعلم تاءويله ...))
(يعنى ) نمى داند تاءويل قرآن را جز خداوند و پايداران در دانش .
ان الله قادر على ان ينزل آية .

به درستى كه خداوند (تبارك و تعالى ) قادر است كه نشانه اى فرو فرستد.
در تفسير اين آيه به چند نشانه از نشانه هاى ظهور حضرت ولى عصر عليه السّلام اشاره شده است :
1. خروج دابة الارض

2. دجال
3. نزول عيسى بن مريم عليه السّلام
4. طلوع خورشيد از مغرب
و اينك اصل روايت :
فى رواية ابى الجارود: عن ابى جعفر عليه السّلام فى قوله ((
ان الله قادر على ان ينزل آية )) و سيريك فى آخر الزمان آيات منها دابه الارض و الدجال و نزول عيسى بن مريم و طلوع الشمس من مغربها.
ابى الجارود مى گويد: امام باقر عليه السّلام در تفسير آيه (( ان الله قادر الخ ))
فرمودند: زود است كه در آخر الزمان آيات و نشانه هايى از قدرت خداوند مى بينى :
1. دابة الارض (كه منظور تشريف فرمايى حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام در رجعت و يا حضرت بقية الله روحى له الفداء است ).
2. دجال .
3. نزول حضرت عيسى بن مريم از آسمان .
4. طلوع خورشيد از مغرب .
قل هو القادر على ان يبعث عليكم عذابا من فوقكم او من تحت ارجلكم او يلبسكم شيعا و يذيق بعضكم باءس بعض .

بگو او تواناست كه بر شما عذابى از بالاى سر و زير پاهاى شما بر انگيزد يا اينكه شما را از گروههاى غير متحد قرار دهد و آسيب برخى را به برخى ديگر بچشاند.
در اين آيه به بعضى از علائم ظهور اشاره شده است :
1. خروج دجال .
2. صيحه آسمانى .
3. خسف و فرورفتن در زمين ((
بيداء))
. گويا مقصود لشكر سفيانى باشد.
4. اختلاف مردم در دين و طعن و شتم يكديگر كردن و كشتار بعضى به وسيله افراد ديگر در حالتى كه همه آنها خودشان را مسلمان مى دانند.
و اما روايتى كه در اين باب رسيده است :
عن ابى جعفر عليه السّلام فى قوله تعالى ((قل هو القادر على الخ )) قال هو الدجال و الصيحة ((او من تحت ارجلكم )) و هو الخسف ((اويلبسكم شيعا)) و هو اختلاف فى الدين و طعن بعظكم على بعض ((و يذيق بعضكم باءس بعض )) و هو ان يقتل بعضكم بعضا و كل هذا فى اهل القبلة .

از ابى جعفر (امام باقر) عليه السّلام در فرموده خداوند متعال :(( قل هو القادر على ...))منقول است كه فرمودند: آن دجال و صيحه است (عذاب آسمانى و از بالا) و مراد از((او من تحت ارجلكم ))عبارت از خسف و فرورفتگى زمين است و مراد از(( اويلبسكم شيعا))اختلاف در دين و طعن به يكديگر زدن است و منظور از(( يذيق بعضكم باءس بعض ‍ ))
كشتن بعضتان است بعضى ديگر را، و تمام اين حوادث در ميان اهل قبله و مسلمانان به وقوع مى پيوندد.
قل اريتم ان اتاكم عذابه بياتا او نهارا ماذا يستعجل منه المجرمون .

بگو آيا ديديد كه اگر عذاب الهى شب هنگام و يا روز بر شما برسد (چه راه گريزى داريد؟) چرا گناهكاران (به جاى توبه ) عذاب را به تعجيل مى طلبند؟
از امام باقر عليه السّلام نقل شده كه فرمودند: مراد از عذاب در اين آيه بلاهايى است كه در آخرالزمان بر مردم نازل مى شود (البته بر مردم مسلمان ).
ولو ترى اذا فزعوا فلا فوت و اخذوا من مكان قريب .

و اگر تو سختى حال مجرمان را مشاهده كنى هنگامى كه ترسان و هراسان هستند پس هيچ فرار و گذشتى نيست و از مكان نزديكى دستگير شوند.
از حضرت باقر عليه السّلام نقل كردند در تفسير اين آيه شريفه كه در مقدمه قيام جهانى حضرت مهدى ارواحنا له الفداء صيحه اى از آسمان بلند مى شود كه همه مردم در هر حالى كه هستند اين صدا را مى شنوند و در زمين بيداء لشكريان سفيانى به زمين فرو خواهند رفت كه جمعيت آنها طبق روايات رسيده كه بعدا ذكر خواهد شد در حدود سيصد هزار نفر است . و اما اصل روايت :
عن ابى الجارود عن ابى جعفر عليه السلام فى قوله تعالى ((
ولو ترى اذا فزعوا فلا فوت )) قال من الصوت و ذلك صوت من السماء.
ابى جارود از امام باقر عليه السّلام در مورد اين قول خدايتعالى كه مى فرمايد (( ولو ترى اذا فزعوا فلا فوت ))
، روايت كرده است كه آن حضرت فرمودند: اين از صداى آسمانى (صيحه ) است .
ساءل سائل بعذاب واقع .

سائلى از عذابى كه وقوع آن حتمى است سؤ ال نمود.
از حضرت باقر عليه السّلام در رابطه با اين آيه مباركه سؤ ال كردند كه منظور از اين عذاب چيست ؟ فرمودند:
نار تخرج من المغرب و ملك يسوقها من خلفها حتى ياءتى من جهة دار بنى سعد ابن همام عند مسجدهم فلا تدع دارا لبنى امية الا احرقتها و اهلها و لا تدع دارا فيها و ترلال محمد الا احرقتها و ذلك المهدى عليه السّلام .

عذاب در اينجا آتشى است كه از طرف مغرب شعله ور مى شد و پادشاهى آن را رهبرى مى كند و تمام خانه هاى بنى اميه و همه غاصبان حقوق اهل بيت را آتش مى زند و مخصوصا از بنى اميه آثارى باقى نخواهد گذاشت و اوست مهدى آل محمد (سلام اللّه عليه و عجل الله له الفرج ).
علامه مجلسى مى فرمايد: اين جريان يا از علائم ظهور است و يا در وقت ظهور واقع مى شود.
ظهور
آيا امام عصر عجل الله تعالى فرجه زمان ظهورش را مى داند؟
برگرفته از كتاب : نشانه هاى ظهور
بحثى مفصل در روايات اهل بيت سلام اللّه عليهم اجمعين در كتب معتبره عنوان شده است كه آيا حجج الهى و ائمه معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين به تمام حوادث و آنچه كه پيش مى آيد و در گذشته روى داده و يا در آينده انجام مى شود عالم هستند يا خير؟ براى روشن شدن اين حقيقت و به ويژه اينكه آيا وجود مقدس امام زمان ارواحنا له الفداء علم به وقت ظهور خود دارند يا نه ، از بيانات رسيده از ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين استفاده مى كنيم .
امام باقر و علم رسول اكرم و ساير انبياء عليهم السلام
ابى بصير از حضرت باقر عليه السّلام از كيفيت علم رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى پرسد. آن حضرت مى فرمايند:
سئل على عليه السّلام عن علم النبى صلى الله عليه و آله فقال : علم النبى علم جميع النبيين و علم ما كان و ما هو كائن الى قيام الساعة ثم قال والذى نفسى بيده انى لاعلم علم النبى صلى الله عليه و آله و علم ما كان و ما هو كائن فيما بينى و بين قيام الساعة .

سؤال شد از على عليه السّلام از علم پيامبر صلى الله عليه و آله ، فرمود: علم پيامبر يعنى علم همه انبياء (يعنى علم همه انبياء در خدمت و نزد رسول گرامى اسلام است ) و پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله عالم به ماكان و مايكون است (آنچه در گذشته بوده و هرچه كه اكنون در دست اقدام است و كارهايى كه در آينده انجام مى گيرد) تا روز قيامت . قسم به خداوندى كه جانم در كف قدرت اوست كه من (على عليه السّلام ) همه دانشهاى رسول معظم صلى الله عليه و آله را مى دانم و از آنچه كه در گذشته در دنيا رخ داده و هرچه كه اكنون در دست اقدام است و امورى كه در آينده عملى خواهد شد عالم هستم .
خواننده عزيز!
اين است شاءن علمى امام عليه السّلام ، و طبق مدارك قطعيه اين مقام به امر خداوند و رسول مكرمش امروز (زمان غيبت ) اختصاص به حضرت بقية الله روحى له الفداء دارد. بنابراين ، چگونه ممكن است كسى كه وارث علوم همه انبياء و ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين است و علم ماكان مايكون و ماهو كائن را دارد از مهمترين مساءله حياتى خويش (يعنى روز ظهور و قيامش ) آگاهى نداشته باشد؟ حاشا و كلا، بلكه مى داند ولى چون از اسرار بزرگ الهى است ، نبايد گفته شود؛ لذا فرمودند ((لانوقت ))
، يعنى روز و وقت ظهور را تعيين نمى كنيم .
ائمه معصومين عليهم السلام در پيشگاه خداوند بزرگ
امام صادق عليه السّلام موقعيت وجودى ائمه سلام اللّه عليهم را در اين روايت چنين بيان فرموده اند:
نحن ولاة امر الله و خزنة علم الله و عيبة وحى الله .

1. ما فرمانروايان از طرف خداوند هستيم .
2. ما خزانه داران علوم الهى هستيم .
3. ما مركز اسرار الهى هستيم .
خواننده عزيز!
چگونه ممكن است كه امام عليه السّلام خازن علم خداوند باشد، مركز اسرار ذات پاك حق باشد - يعنى خداوند اسرار خودش را به دست آنها داده باشد - و از طرف او فرمانرواى عالم هستى باشد اما از روز قيام و هنگام انتقام از دشمنان خداوند كه براى او ذخيره شده است بى اطلاع باشد؟
موقعيت علمى امام عليه السّلام
امام باقر عليه السّلام به راوى مى فرمايند:
والله انا لخزان الله فى سمائه و ارضه لا على ذهب و لا على فضة الا على علمه .

به خدا سوگند ما خزانه داران خداوند در آسمانها و زمين هستيم و البته نه بر طلا و نقره بلكه بر علم او.
خواننده گرامى !
امروز وجود مقدس امام عصر روحى له الفداء گنجهاى علم خداوند در نزد آن وجود مقدس است ، آنوقت چگونه ممكن است كه از علم به ظهور خود كه در راءس تمام مسائل حياتى عالم آفرينش قرار دارد، بى اطلاع باشد؟
ابى حمزه مى گويد: از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله از خداوند متعال نقل مى كنند كه فرمود:
استكمال حجتى على الاشقياء من امتك من ترك ولاية على والاوصياء من بعدك فان فيهم سنتك و سنة الانبياء من قبلك و هم خزانى على علمى من بعدك ثم قال رسول الله صلى الله عليه و آله لقد انباءنى جبرئيل عليه السلام باسمائهم و اسماء آبائهم .

حجت من بر اشقياى امت تو تمام است ، يعنى آنهايى كه ولايت على بن ابى طالب (عليه السّلام ) و جانشينان بعد از او را نپذيرفتند؛ زيرا در وجود مقدس اميرالمؤ منين و ائمه بعد از او روش شما و همه پيامبران در او و ائمه بعد از او وجود دارد و نيز على (عليه السّلام ) و ائمه بعد از او خزانه دار علم من اند (پس امروز كه حضرت ولى عصر عليه السّلام نگهبان و خزانه دار علم خداوند است ، چگونه مى شود كه علم به وقت و روز و ساعت ظهور از آن حضرت پنهان بماند؟). آنگاه رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: جبرئيل عليه السّلام نامهاى ائمه و نامهاى پدرانشان را به من خبر داده است .
جهات مختلفه دانش ائمه معصومين عليهم السلام
امام موسى بن جعفر عليهماالسلام مى فرمايند:
مبلغ عملنا على ثلاثة وجوه ماض و غابر و حادث فاما الماضى فمفسر و اما الغابر فمزبور و اما الحادث فقذف فى القلوب و نقر فى الاسماع و هو افضل علمنا لانبى بعد نبينا.

دانش ما ائمه بر سه قسم است :
1. علم به گذشته كه براى ما تفسير كرده اند (مفسر يا خداوند بزرگ است يا رسول او يا امام پيش از هر امام ).
2. علم به آينده و آنچه در جهان واقع مى شود (در لوح محفوظ يا در جامعه يا مصحف حضرت فاطمه - سلام اللّه عليها نوشته شده كه امام معصوم از همه آنها باخبر است ).
3. علم به آنچه در آينده رخ مى دهد (از رويدادهايى كه در آنها بدا حاصل مى شود) آگاهى ما به آنها از طريق الهام در دل و يا به صورت سخن گفتن فرشته در گوش است ، و اين برترين دانش ماست ، و هرگز پيامبرى بعد از پيامبر ما نخواهد بود.
ائمه و رازدارى
امام باقر عليه السّلام به عبدالواحد فرزند مختار مى گويد:
لوكان لا لسنتكم اوكية لحدثت كل امرى ء بما له و عليه .

اگر تملك زبان مى داشتيد و مى توانستيد رازدار باشيد، هر آينه به شما خبر مى دادم از آنچه به زيان و نفع شماست .
خواننده گرامى !
علم امام عليه السّلام نامحدود است و همه چيز در دايره علمش منعكس مى باشد. پس چگونه امام عصر روحى له الفداء از وقت ظهور خود خبر ندارد؟
آرى ، اگر كسى بگويد كه امام عليه السّلام نمى داند چه وقت ظهور مى كند نسبت جهل و نادانى به امام داده و پيداست كه اگر كسى نسبت جهل به امام عليه السّلام بدهد مجازاتش ‍ چه خواهد بود.
آنچه از روايت مذكور استفاده مى شود عدم ظرفيت شيعيان براى گرفتن اسرار از ائمه معصومين سلام اللّه عليهم است (به ويژه در اين زمان تاريك غيبت كبرى از وجود مقدس آقا حضرت صاحب الامر روحى له الفداء آن هم در ارتباط با تعيين وقت ظهور).
امام صادق عليه السّلام و كتب جفر و جامعه و مصحف فاطمه (س )
ابى بصير گويد:
دخلت على ابى عبدالله عليه السلام فقلت له جعلت فداك انى اساءلك عن مساءلة هيهنا احد يسمع كلامى ؟ قال فرفع ابو عبدالله عليه السّلام سترا بينه و بين بيت آخر فاطلع فيه ثم قال يا ابا محمد سل عما بدالك قال قلت جعلت فداك ان شيعتك يتحدثون ان رسول الله صلى الله عليه و آله علم عليا عليه السّلام بابا يفتح له منه اءلف باب قال فقال يا ابا محمد علم رسول الله صلى الله عليه و آله عليا عليه السّلام الف باب يفتح من كل باب الف باب قال قلت هذا والله العلم قال فنكت ساعة فى الارض ثم قال انه لعلم و ما هو بذلك قال ثم قال يا ابا محمد و ان عندنا الجامعة و ما يدريهم ما الجامعة ؟ قال قلت جعلت فداك و ما الجامعة ؟ قال صحيفة طولها سبعون ذراعا بذارع رسول الله صلى الله عليه و آله و املائه من فلق فيه و خط على بيمينه فيها كل حلال و حرام و كل شى ء يحتاج الناس اليه حتى الارش فى الخدش و ضرب بيده الى قال تاءذن لى يا ابا محمد قال قلت جعلت فداك انما انا لك فاصنع ما شئت قال فغمزنى بيده و قال حتى ارش هذا كانه مغضب قال قلت هذا والله العلم قال انه لعلم و ليس بذالك ثم سكت ساعة ثم قال و ان عندنا الجفر و ما يدريهم ما الجفر قال قلت و ما الجفر قال وعاء من ادم فيه علم النبيين و الوصيين و علم العلماء الذين مضوامن بنى اسرائيل قال قلت ان هذا هو العلم قال انه لعلم و ليس بذلك ثم سكت ساعة ثم قال و ان عندنا لمصحف فاطمة عليهاالسلام و ما يدريهم ما مصحف فاطمة (ع )؟ قال قلت و ما مصحف فاطمة ؟ قال مصحف فيه مثل قرآنكم هذا ثلاث مرات والله ما فيه من قرانكم حرف واحد قال قلت هذا والله العلم قال انه لعلم و ما هو بذاك ثم سكت ساعة ثم قال ان عندنا علم ما كان و علم ما هو كائن الى ان تقوم الساعة قال قلت جعلت فداك هذا هو والله العلم قال انه لعلم و ليس بذاك قال قلت له جعلت فداك فاى شى ء العلم قال ما يحدث بالليل و النهار الامر بعد الامر والشى ء الى يوم القيامة .

شرفياب محضر امام صادق عليه السّلام شدم ، عرض كرم : قربانت گردم ، مى خواهم از شما موضوعى بپرسم . آيا در اينجا غير از ما كسى هست كه سخن مرا بشنود؟ مى گويد امام پرده وسط اطاق را بالا زد تا ابى بصير ببيند كه كسى نيست . آنگاه فرمود: اى ابى بصير! هرچه مى خواهى سؤ ال كن عرض كردم : قربانت گردم ، شيعيان شما مى گويند اميرالمؤ منين سلام اللّه عليه يك باب از علم از پيامبر بزرگ صلى الله عليه و آله آموخت كه از آن هزار باب علم بر روى حضرت على باز شده است . حضرت فرمود: اى ابابصير! رسول اكرم صلى الله عليه و آله هزار باب از علم به على عليه السّلام ياد داد كه از هر باب هزار باب علم به روى آن حضرت باز شد. ابابصير مى گويد عرض كردم : به خدا سوگند، اين است علم . ابى بصير مى گويد:
مولايم ساعتى با انگشتان مباركش بر زمين زد و فرمود: مسلما اين علم است ، اما آن علم كامل و همه جانبه نيست . فرمودند: كتاب جامعه نزد ماست و مردم نمى دانند جامعه چيست . مى گويد عرض كردم : جامعه چيست ؟ فرمود: كتابى است كه طول آن هفتاد ذراع است با ذراع رسول اكرم صلى الله عليه و آله و آن را به زبان مبارك بيان فرموده و حضرت على عليه السّلام نوشته است . به تمام احكام الهى از واجب و حرام و هرچه مردم نياز به آن دارند در آن هست ، حتى ديه و جرم يك خراش . در اين موقع امام صادق عليه السّلام دست مباركشان را بر من زده ، فرمودند: اجازه مى دهى ؟ عرض كردم : مولاى من ! هرچه ميل داريد عمل كنيد. آنگاه حضرت يك نشگون (يا در اصطلاح فارسيها يك پنجير) به من گرفت و فرمود: حتى جزاى اين عمل كوچك هم در آن بيان شده است . در اين موقع امام عليه السّلام به نظر غضبناك مى رسيدند. عرض كردم : قربانت بروم ، والله اين علم است . فرمودند: آرى ، اين علم است اما دانش نهايى نيست . سپس لختى سكوت كردند و سپس فرمودند: در نزد ما كتاب جفر است ، و مردم چه مى دانند جفر چيست . عرض كردم : قربانت شوم ، جفر كدام است ؟ فرمود: ظرفى است كه تمام علوم انبياء و اوصياء و دانشمندان بنى اسرائيل ، همه در آن است . عرض كردم : قربانت گردم ، اين است معنى علم ؟ فرمودند: اين علم است اما باز علم كامل نيست . آنگاه مدتى ساكت ماندند و فرمودند: نزد ماست مصحف مادرم فاطمه ، و مردم چه مى دانند مصحف فاطمه چيست . عرض كردم : مصحف فاطمه چيست ؟ فرمودند: سه برابر قرآن شماست ، به خدا سوگند، يك كلمه از قرآن شما در آن مصحف نيست . عرض كردم : به خدا علم كامل اين است . فرمودند: اين كتاب علم است اما علم كامل نيست . و لحظاتى خاموش شدند، آنگاه فرمودند: در نزد ماست علم به آنچه گذشته و هرچه كه در آينده واقع مى شود تا قيام قيامت . عرض كردم : به خدا سوگند، علم نهايى اين است . فرمودند: اين علم است اما علم كامل نيست . ابى بصير مى گويد عرض كردم : پس علم كامل و نهايى چيست ؟ فرمود: علم كامل آن است كه همواره در تزايد باشد، و بر آنچه در شبانه روز پديد مى آيد، بر فرمانهايى كه صادر مى شود و حوادثى كه تا روز قيامت رخ مى دهد، احاطه داشته باشد.
خواننده عزيز!
اين كتابها و علمها در نزد حضرت بقية الله ارواحنا له الفداء است . آيا باز هم مى توان باور كرد با اين قدرت بى نهايت علمى ، آن حضرت عالم به روز و سال ظهور و ساعت قيام جهانى اش نباشد؟ ابدا. او مى داند و بايد هم بداند، اما از اسرار بزرگ خداوندى است و كسى به آن آگاهى پيدا نخواهد كرد.
(اللهم عجل فرجه و اجعلنا من اعوانه و انصاره ).
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 11:45  توسط منتظر  |